loading...

طاها افشاری

بازدید : 218
3 آذر 1399 زمان : 19:36

اختلال فراگیر رشد یک نوع ناتوانی شناخته می شود و در دوره رشد کودک به وجود می آید و والدین و معلمان را با چالش های بسیاری درگیر می کند.

کودکانی که به این اختلال دچار می شوند یادگیری آن ها ضعیف است و در برقراری ارتباط با دیگران مشکلاتی برای آن ها به وجود می آید و دچار مشکلات اجتماعی می شوند و رفتار آن ها غیرطبیعی است.

افراد برای آنکه بتوانند با کودکان رفتار صحیحی داشته باشند باید در زمینه اختلالات آن ها آگاهی خود را افزایش دهند و اطلاعات مورد نیاز را به دست آورند.

در این مقاله با انواع اختلالات آشنا خواهید شد و علائم و روش های آن را مورد مطالعه قرار دهید.

اختلال های فراگیر رشد چه اختلالاتی را شامل می شود؟

اختلالات فراگیر رشد باعث می شود که ارتباط اجتماعی دچار مختل شود و به همین دلیل به آن اختلال های ارتباط اجتماعی می گویند.

اوتیسم، آسپرگر، اختلال از هم پاشیدگی دوران کودکی و نشانگان رت نمونه ای از اختلالات فراگیر هستند.

در اختلالات ذکر شده عملکرد فرد در برقراری روابط اجتماعی و ارتباطی دچار اختلال شده و فرد نمی تواند به خوبی صحبت کند و تکلمش آسیب دیده است و یادگیری او تا حد زیادی کاهش می یابد.

در ادامه اختلال های گفته شده را مورد بررسی قرار می دهیم.

  1. اوتیسم

کودکانی که به اختلال اوتیسم مبتلا می شوند نشانه بیماری آن ها معمولا قبل از سه سالگی و در دوران شیرخوارگی نشان می دهد.

افرادی که به اوتیسم مبتلا می شوند شدت نشانه ها در آن ها متفاوت است، اوتیسم یک اختلال فراگیر رشدی است و با ویژگی هایی همراه می باشد که زیر مورد بررسی قرار می دهیم.

  • علاقه به ارتباط برقرار کردن با دیگران ندارند.
  • پرهیز کردن از برقراری ارتباط چشمی
  • ناتوان بودن در درک و استفاده از قدرت تکلم و زبان
  • قدرت یادگیری آن ها به شدت کاهش می یابد و از طریق مشاهده و تقلید نمی توانند به خوبی آموزش ببینند.
  • الگوهای بازی نابهنجار، کودک که به اختلال اوتیسم دچار می شود بازی های او دارای فعالیت ها و حرکت های تکراری و یکواخت می باشد و یا این کودکان توانایی بازی کردن را ندارند.
  • دچار علایق وسواسی می شوند.
  • مخالف تغییر هستند و در برابر تغییردادن فعالیت های روزانه مقاومت نشان می دهند.
  • قادر به قدرت تخیل و ابتکار نمی باشند.
  • نسبت به محرک های محیطی واکنش نشان می دهند و نسبت به محرک هایی مانند سوسو زدن روشنایی لامپ و صداهای بلند بیش فعال هستند.

کودکانی که به اوتیسم مبتلا می شوند ممکن است همه نشانه ها را نداشته باشند اما آن ها حداقل 6 نشانه در رفتار آن ها نشان داده می شود.

  1. آسپرگر از جمله اختلال های فراگیر رشد

اختلال آسپرگر یکی از نمونه اختلالات فراگیر رشدی می باشد و در طیف اوتیسم قرار می گیرد.

این اختلال نسبت به اوتیسم شدت کمتری دارد و برای اینکه آسپرگر تشخیص داده شود باید دو مورد از ویژگی های آن را داشته باشند.

در این اختلال کودک به مشکلاتی مانند عدم برقراری ارتباط و روابط اجتماعی، ناتوان بودن در زمینه یادگیری و زبانی و انجام حرکات قالبی دارد اما این اختلالات نسبت به اوتیسم شدت آن به شدت پایین می باشد.

ویژگی های اختلال آسپرگر در زیر نشان داده شده است.

  • در مهارت های ارتباط غیرکلامی اختلال شدید به وجود می آید.
  • عدم برقراری ارتباط مناسب با دوستان و همسالان و در این زمینه احساس ناتوانی می کند.
  • عدم برقراری روابط اجتماعی و فقدان تقابل اجتماعی و هیجانی
  • انجام بازی های تکراری و علایق و الگوهای رفتاری تکراری و محدود
  1. اختلال از هم پاشیدگی دوران کودکی

در این اختلال کودک در دوران نوزادی و جنینی رشد طبیعی خودش را دارد که بعد از دوسالگی به اختلال ازهم پاشیدگی دوران کودکی دچار میشود و بر عملکردهای اجتماعی و عقلانی و زبانی تاثیر منفی می گذارد.

نشانه های اختلال از هم پاشیدگی دوران کودکی شامل موارد زیر می باشد.

  • در تعاملات اجتماعی دوطرفه دچار ناهنجاری هایی می شود.
  • ناتوان بودن در مهارت های زبانی و تکلم کردن
  • عدم برقراری ارتباط با دیگران و ناتوان بودن در روابط اجتماعی
  • ناتوان بودن در روابط انطباقی
  • در کنترل دفع ادرار و مدفوع با مشکلاتی رو به رو می شود.
  • به درستی قادر به حرکت نخواهد بود.
  • ناهنجاری هایی در بازی برای به کودک به وجود می آید و نمی تواند تنوع در بازی داشته باشد.
  1. نشانگان رت از جمله اختلال های فراگیر رشد

در این اختلال کودک تا پنج ماهگی رشد طبیعی دارد و حداقل شش ماه دوره طبیعی رشدش را طی می کند و بعد از آن اختلالاتی در رشدش به وجود می آید.

کودکانی که به این اختلال دچار میشوند از 5 ماهگی تا 48 هفتگی رشد آن ها کم می شود و به اندازه دور سر رشد آن ها کاهش می یابد و در نتیجه مهارت های حرکتی برای نوزاد سخت می شود و مهارت حرکت هدفمند دست از بین رفته و به جای آن حرکت قالبی به وجود می آید.

این اختلال فقط دختران را درگیر می کند چون به دلیل جهش در ژن خاصی به وجود آمده و کروموزوم ایکس را درگیر می کند.

دختران در زمینه حرکتی به مشکلاتی دچار می شوند و حرکت بدنی و راه رفتن کودک ناهماهنک شده و اختلالاتی در او به وجود می آید.

کودک در زمینه تکلم و زبانی آسیب می بیند و به کندی روانی_حرکتی مبتلا می شود.

پسران اگر به اختلال نشانگان رت مبتلا شوند قبل از تولد یا در طول سال اول زندگی از بین میروند.

درمان اختلال های فراگیر رشد

برای درمان اختلالات فراگیر روش های متفاوتی وجود دارد، در صورتی که والدین در مورد اختلالات رشدی به کودک خود مشکوک شدند باید هرچه سریع تر به یک روانشناس مراجعه کنند.

اگر این اختلال به موقع شناسایی شود و درمان های کودک به موقع انجام شود آُسیب هایی که به کودک وارد شده شدت آن کاهش می یابد و از پیش روی آسیب ها جلوگیری می شود.

رویکردهای درمانی که برای اختلال های رشد استفاده می شود به طور کاما باعث بهبود آن ها نمی شود اما جلوی پیش روی آن را می گیرد و تلاش می کند تا عملکرد فرد در بهترین حالت ممکن باقی بماند.

با وجود این اختلالات اگر درمان به موقع باشد باعث می شود که فرد باز هم از توانایی خود استفاده کند و بتواند با وجود مشکل از ظرفیت های خود بهره ببرد.

در زیر با تکنیک های درمان شناختی رفتاری که روش های رایج برای درمان اختلالات فراگیر رشد است آَشنا می شوید.

  • آموزش خود مدیریتی
  • بازی و بازی درمانی
  • موسیقی درمانی
  • انجام روش هایی برای تقویت مهارت ها
  • دارودرمانی

بازدید : 499
شنبه 1 آذر 1399 زمان : 19:36

تربیت فرزند بسیار مهم است و نکات خاص خودش را دارد، اگر نکات اساسی در تربیت فرزند استفاده شود در رشد و شکوفایی شخصیت کودک بسیار تاثیر خواهد گذاشت.

نحوه تربیت کودک و طرز رفتار با او در کودکی شخصیت کودک را در آینده شکل خواهد داشت.

اصول و نحوه تربیتی والدین بر روی رفتار و اصول فکری کودک تاثیر به سزایی می گذارد و عواملی مانند فرهنگی _ اجتماعی، میزان تحصیلات و خصوصیات شخصیتی والدین، سطح رشد کودک و توانایی های شناختی او، طرز رفتار با کودک و...در تربیت کودک اثر می گذارد.

تربیت کودک باید به گونه ای باشد که در آینده بتواند با مشکلات خود به خوبی رو در رو شود و توانایی حل آن را داشته باشد.

در این زمینه والدین باید اطلاعات کافی را داشته باشند و نکات مهم را در نظر بگیرند تا کودکشان از تربیت صحیحی برخوردار شود.

والدین باید از نظر بهداشت جسمی و روانی به کودک کمک کنند و می تواند با مشاوره گرفتن از مشاور اصول تربیتی درست را یاد بگیرند تا فرزندشان در آینده در مسیر موفقیت قرار گیرد و آینده درخشانی داشته باشد.

تاثیر روش تربیتی فرزند در فرآیند رشد و یادگیری او

کودک در هر دوره سنی نیاز به تربیت خاصی دارد و در آن دوره با چالش ها و نیازهای اساسی رو به رو می شود و نمی توان تربیت کودک را به یک دوره خاص اختصاص داد.

والدین باید با شیوه های درست و صحیح با کودک در تعامل باشند چون شیوه های تربیت فرزندان بسیار مهم اسن و در توانایی شناختی او اثر می گذارد.

والدین نقش اساسی در تربیت فرزندان دارند والدین باید شخصیت فرزندان را در نظر بگیرند و با استفاده از شناختی که از فرزند خود دارند با او رفتار کنند و به سوالاتش پاسخ دهند.

مثلا بسیاری از فرزندان باهوش و سریع مسائل را یاد می گیرند در این مورد والدین باید با کودک خود صحبت کند و با بردباری به سوالاتش پاسخ دهد تا باعث شود قوه تفکر و استدلال کودک فعال شود.

بسیاری از والدین با کودکان رفتار نادرستی دارند و گمان می کنند که فرزندانشان یادگیرندگانی منفعل هستند و نظرات خود را بیان نمی کنند و رفتارشان کنترل کننده یا هدایت کننده می باشد، والدین با این دیدگاه جلوی خلاقیت کودک را می گیرند.

9 نکته حساس برای تربیت فرزند چیست؟

والدین باید به تربیت کودکان توجه کنند چون تربیت آن ها در سنین مختلف رشد از اهمیت بسیاری برخوردار است.

بسیاری از نکات تربیتی وجود دارد که در هر سن و سالی هنگام برخورد با کودکان باید رعایت شود در این مقاله 9 نکته حساس تربیتی را مورد بررسی قرار می دهیم.

  1. برای فرزند خود منبع امنیت و اطمینان باشید

والدین باید برای فرزندان خود امنیت و اطمینان را به وجود آورند زیرا برای کودکان یکی از مهم ترین نیازهای هیجانی به دست آوردن حس امنیت و اطمینان می باشد.

رفتار والدین از همان دوران نوزادی بر روی کودک اثر می گذارد و اگر کودک در محیط پرتنش و یا عصبی قراربگیرد احساس بی اعتمادی و عدم امنیت و دلبستگی ناایمن به سراغش می آید.

کودکانی که با این احساسات بزرگ می شوند دید آن ها نسبت به زندگی منفی می شود و رفتار آن ها با دیگران مناسب نخواهد بود، زیرا در کودکی اعتماد آن ها سیب دیده است.

والدین باید با کودکان خود رفتار درست داشته باشند و کودکان خود را فریب ندهند و به آن ها دروغ نگویند تا اعتماد کودک از بین نرود.

والدین باید به کودکان خود توجه ویژه ای داشته باشند و باید به فرزند خود نشان دهند که همیشه در کنارش هستند و به او عشق و محبت می کنند تا کودک امنیت را حس کند.

  1. به کودک خود احترام بگذارید

والدین باید از همان دوران کودکی رفتار صحیحی با کودک داشته باشند چون اعتماد به نفس کودک با رفتار والدین شکل می گیرد.

اگر والدین رفتارهایی مانند پرخاشگری، تحقیر، تنبیه نامناسب را با کودک داشته باشند باعث خواهند شد که حس احترام در کودک از بین برود و اعتماد به نفس او صدمه ببیند.

والدین باید تلاش کنند تا از همان ابتدا رفتار مودبانه و محترمانه با کودک داشته باشند و ادبیاتی که با کودک استفاده می کنند محترمانه باشد و به او توهین نکنند.

کودک از همان ابتدا توهین و رفتار نامناسب را می فهمد پس والدین باید روی رفتارشان حساس باشند و سعی کنند درست ترین رفتار را انجام دهند.

مثلا والدین می توانند هنگامی که کودک وارد خانه می شود به او سلام کنند و او را با صفات های پسندیده صدا بزنند این رفتارها نقش بسیاری در پرورش عزت نفس و اعتماد به نفس کودک دارد.

وقتی کودک ببیند که والدین به او احترام می گذارند سعی می کند بیشتر به حرف هایشان گوش دهد و او نیز به آن ها احترام می گذارد و تلاش می کند محبت آن ها را جبران کند.

  1. به علایق کودک توجه کنید

کودکان ویژگی های منحصر به فردی دارند و هر کدام علایق خاص خودشان را دارند والدین باید به علایق و سلیقه های آن ها احترام بگذارند و همان چیزهایی که کودک دوست دارد برایش محیا کنند.

اما بسیاری از والدین به علایق کودکشان توجه نمی کنند و گزینه هایی را انتخاب می کنند که خودشان در گذشته دوست داشته اند.

اما باید برای پر کردن وقت آزاد و اوقات فراغت کودک به سلیقه و علاقه خود کودک توجه شود، چون بی توجه به علایق کودک باعث می شود تا کودک در آِنده فرصت کشف استعدادهایش را از دست بدهد و از سطح رضایت او از زندگی کاهش یابد.

  1. اخلاقیات را متناسب با سطح رشدی کودک آموزش دهید

کودک باید متناسب با سن و سطح رشدی خود با مفاهیم اخلاقی آشنا شود و آن ها را یاد بگیرد تا در آینده فردی با شخصیت عالی باشد.

والدین باید به سن کودک توجه کنند و با توجه به سن نکات اخلاقی را آموزش دهند والدینی که در سنین پایین به علت رعایت نکردن عدالت و ادب کودک را تنبیه و سرزنش می کنند باعث می شوند تا کودک احساس گناه کند و در آینده مشکلاتی مانند افسردگی و اضطراب مفرط برای او به وجود آید و کودک بسیار آسیب پذیر شود.

والدین باید نکات اخلاقی را به زبان خود کودک برای او بیان کنند و متناسب با درک و ظرفیت روانی کودک مفاهیم را در اختیارش قرار دهند.

  1. برای تربیت فرزند خود از تشویق بیشتر از تنبیه استفاده نمایید.

والدین باید نقش تشویق کودکان را پررنگ تر جلوه دهند نسبت به تنبیه، چون تشویق تاثیر بیشتر و مهم تری نسبت به تنبیه دارد.

تنبیه باعث می شود که کودک رفتار درست و مناسبی که بتواند جایگزین رفتار ناپسندش کند را یاد نگیرد و فقط باعث منع کردن کودک از انجام دادن رفتار بد و ناپسند می شود.

در صورتی که تشویق باعث می شود کودک رفتار صحیح را به خوبی یاد بگیرد و بیشتر تلاش می کند تا در آن زمینه پیشرفت کند.

  1. به کودک نشان دهید که شکست بخشی از زندگی است

برخی از والدین انتظار دارند که فرزندشان همیشه رو به پیشرفت باشد و در یک مسیر صعوی و پر از موفقیت قرار گیرند و بسیار در مورد موفقیت و پیشرفت با فرزندشان حرف می زنند.

تاکید زیاد بر روی موفقیت و پیشرفت باعث می شود که کودک نسبت به شکست یک تصور وحشتناک در ذهنش تداعی کند و هنگامی که با شکست رو به رو شد نمی داند که چطور باید با آن برخورد کند.

صحبت کردن تنها در مورد موفقیت باعث می شود تا کودک از نظر روانی حساس و آسیب پذیر شود و در آِنده با مشکلاتی مواجهه شود.

والدین باید در کنار ارزش پیشرفت و موفقیت، در مورد شکست نیز با کودکشان حرف بزنند تا کودک با شکست آشنا شود و شکست را مقدمه ای برای پیروزی و تلاش بیشتر بداند.

در این صورت کودک درک میکند که انسان ها در زندگی با مشکلاتی رو به رو می شوند که باید در برابر آن ها مقابله کنند و تلاش و سعی خود را انجام دهند.

  1. برای بزرگ شدن کودک عجله نکنید

بسیاری از والدین دوست دارند که کودکشان سریع بزرگ شود و فرصت ها و آرزوهایی که پدر و مادر به آن نرسیده اند بر روی کودک خود به تحقق رسانند.

والدین کمتر به کودکی فرزندشان توجه می کنند و بیشتر به فکر بزرگ شدن و رسیدن به اهداف از پیش مشخص شده هستند.

والدین باید در نظر داشته باشند که یکی از مهمترین دوران زندگی فرزندشان کودکی است و باید توجه خاصی به آن داشته باشند چون اگر فرزندان کودکی خوبی نداشته باشند می تواند بر روی آینده آن ها تاثیر منفی بگذارد.

فرزند باید در دوران کودکی از زندگی اش لذت ببرد و والدین نباید او را مجبور به انجام کاری کنند و برای رسیدن به موفقیت او را تحت فشار قرار دهند.

والدین باید بگذارند که کودک مسیر طبیعی زندگی اش را طی کند تا علایق و سلایق خود را کشف کند.

  1. در تربیت فرزند محبت نامشروط را فراموش نکنید

والدین باید به این نکته توجه داشته باشند که هرگز به بهانه های مختلف محبت و علاقه خود را از کودک منع نکنند و یا محبت خود را به موضوع خاصی گره نزنند.

مثلا به کودک نگویند "اگر کار زشتی انجام دهی دیگر مادر تو نیستم" یا " اگر تکالیفت را به درستی انجام ندهی دیگر دوستت ندارم " این جملات باعث می شود اعتماد به نفس کودک کاهش یابد و کودک دچار استرس و اضطراب شود.

ممکن است والدین از کودکشان ناراحت شوند و باید ناراحتی خود را به کودک نشان دهند اما هیچوقت نباید طردش کنند بلکه باید به او بفهمانند که دوستش دارند و همیشه در کنارش هستند.

  1. اجازه دهید کودک ناکامی را نیز تجربه کند

برخی از والدین دوران کودکی سختی داشته اند و به همین دلیل دلشان می خواهد که همه چیز را برای کودکشان فراهم کنند و کودکشان کم وکسری نداشته باشد.

به عبارتی والدین اجازه ندهند که خاری در پای فرزندشان فرو رود، در حالی که توجه زیاد و فراهم کردن همه چیز باعث می شود که کودک ناکامی را تجربه نکند.

از نظر روانشناسان تجربه ناکامی یک نوع نیاز هیجانی برای انسان است و کودکانی که این حس را تجربه نمی کنند شخصیت ضعیفی خواهند داشت چون در دوران کودکی همه کارهای آن ها توسط پدرومادر انجام شده است و سختی ندیده اند.

این افراد در آینده به دلیل شخصیت ضعیفشان نخواهند توانست با مشکلات مقابله کنند، در نتیجه باعث بی کفایتی فرد می شود و مشکلات بسیاری را برای او به وجود می آورد.

والدین باید گاهی اوقات به کودک خود اجازه دهند که کارهایش را تنهایی انجام دهد و مسئولیت آن ها را برعهده بگیرد تا دشواری و سختی را متانسب با سن خود تجربه کند تا بتواند در آینده آمادگی مواجهه با مشکلات را داشته باشد.

چرا باید به نکات تربیت فرزند پایبند بود؟

والدین نقش بسیار مهمی در تربیت فرزندشان دارند چون کودک از همان ابتدا عشق، محبت و احترام را درک می کند و به دنبال به دست آوردن آن است.

اگر والدین به این نیازهای کودک پاسخ درستی ندهند باعث می شوند تا فرزندشان دچار سرخوردگی شود و بدرفتاری کند.

9 نکته بیان شده نشان داد که والدین در رشد کودک و تقویت استعداد های ذاتی اش نقش مهمی دارد.

والدین باید آگاهی لازم را در زمینه تربیتی و رفتار صحیح با کودک را داشته باشند تا بتواند تیپ شخصیتی خوبی را در کودک شکل دهند، والدین در هر مقظع رشد نقش بسیار مهمی دارند.

آن ها می توانند با کمک مشاوره از نیازهای بنیادین فرزندشان در هر گروه سنی آگاه شوند تا بتوانید رفتار و اصول تربیتی صحیحی را با فرزندتان داشته باشید.

سوالات متداول

  • آیا اضطراب جدایی کودک می تواند به خاطر روش تربیتی نادرست باشد؟

یکی از اختلالات دوران کودکی اضطراب جدا شدن از والدین می باشد که به فاکتور های مهمی بستگی دارد.

مسائل تربیتی، خلق و خوی کودک، عوامل زیستی در این زمینه تاثیر به سزایی دارد و باعث می شود که کودک در معرض ابتدا به اضطراب جدایی قرار بگیرد.

مثلا کودکانی که والدین منزوی دارند روابط آن ها با دیگران کم است و در محیط های اجتماعی قرار نمی گیرند و یا کودکان بدون آمادگی و به طور ناگهانی جدایی را تجربه می کنند باعث می شود که استرس و اضطراب به سراغشان بیاید.

بازدید : 571
3 آذر 1399 زمان : 19:33

فرزند پروری

خانواده اولین و مهمترین کانون پرورش صحیح و شکوفایی استعدادهای کودکان است.

شیوه های فرزند پروری والدین نقش مهمی در رشد و نمو روانی – اجتماعی ، ارتباطات خانوادگی، موفقیتهای تحصیلی، توانایی تصمیم گیری و اعتماد به نفس فرزندان دارد.

در واقع سبک فرزندپروری والدین است که مشخص می کند فرزندان در آینده، فرد موفقی باشند یا خیر.

به طور کلی 4 نوع سبک فرزند پروری وجود دارد که والدین گاه، آگاهانه و گاه، ناآگاهانه از آنها برای تربیت فرزندشان تبعیت می کنند.

سبک های فرزند پروری

  • مستبدانه
  • سهل گیرانه
  • طرد کننده
  • مقتدرانه

در سبک فرزند پروری مستبدانه والدین اهمیت زیادی به نظم و ترتیب می دهند و قوانین دقیق و مشخصی برای فرزندان تعیین می کنند و در واقع بصورت خشک و انعطاف ناپذیری با فرزندان خود برخورد می کنند. تمرکز والدینی که سبک مستبدانه دارند بر روی اطاعت است و نسبت به احساسات و هیجانات فرزندشان بیش از حد بی توجهند. فرزندان چنین والدینی در آینده، معمولا اعتماد به نفس پایینی دارند، پرخاشگر و کینه جو هستند، دروغ و پنهانکاری زیادی دارند و به جای حل مشکلات به صورت منطقی به صورت پرخاشگرانه و هیجانی رفتار می کنند.

سبک فرزند پروری سهل گیرانه نقطه مقابل سبک مستبدانه است. والدینی که چنین شیوه ی تربیتی را پیش می گیرند هیچگونه قانونی برای فرزندان خود وضع نمی کنند، بیش از حد مهربانند، سعی می کنند بدون توجه به خواسته های کودک و درست یا غلط بودنش، خیلی سریع آنها را به جا آورند. این والدین بیش از حد به احساسات و هیجانات کودک پاسخ می دهند. این والدین برای فرزندانشان گوش شنوای خوبی دارند ولی تلاشی برای اصلاح رفتار کودک نمی کنند. انتظاراتی از فرزند خود ندارند و یا انتظاراتشان در حداقل ممکن است. کمبود اعتماد به نفس، مشکل در بازداری هیجانی و کنترل رفتار از جمله مشکلات آینده ی چنین فرزندانی است.

والدین طرد کننده بیشترین ضربه را به فرزندان خود وارد می کنند، به این دلیل که نه تنها وقت و انرژی زیادی برای هدایت و اصلاح فرزند خود نمی گذارند بلکه رقبت و توجه زیادی هم به فرزندان خود نشان نمی دهند. در واقع نه قانونی وضع می شود و نه به نیازها و احساسات کودک توجهی می شود. والدین افسرده و مبتلا به اختلالات روانی بیشتر این سبک تربیتی را دارند که باعث می شوند کودکان در آینده مشکل در خود ارزشمندی و حرمت نفس داشته باشند، دارای کمبود اعتماد به نفس باشند و به دلیل ترس از طرد شدن توسط اطرافیان، با دیگران به خوبی ارتباط برقرار نکنند یا به نوعی شخصیت اجتنابی داشته باشند.

سبک فرزند پروری مقتدرانه، شیوه ی تربیتی است که تا حد زیادی سلامت روان و رشد مناسب کودکان را تضمین می کند. در این سبک والدین برای ایجاد و حفظ رابطه ی مثبت با فرزندشان تلاش می کنند و در عین حال که قوانینی را برای شیوه ی تربیتی فرزندان وضع و اجرا می کنند به احساسات فرزندشان توجه می کنند و جهت جلوگیری از مشکلات رفتاری وقت و انرژی زیادی می گذارند، که همه ی این عوامل باعث می شود فرزندانی مستقل و مسئولیت پذیر تربیت کنند. این فرزندان در آینده گرایش به شادی و موفقیت زیادی دارند و همچنین در بیان احساسات و نظرات خود به راحتی رفتار می کنند، یعنی توانایی ابراز وجود دارند.

حال با توجه به تبعات سبک های فرزند پروری مستبدانه و سهل گیرانه و طرد کننده و اهمیت سبک فرزند پروری مقتدارانه، نیاز است که سعی کنیم شیوه ی تربیتی مقتدارانه را برای تربیت فرزندانمان بکار ببریم.

ما در این مقاله اطلاعاتی را در مورد چگونگی اجرای سبک فرزند پروری مقتدرانه خواهیم داد:

  • با همسرتان هماهنگ باشید

اولین و مهمترین نکته برای داشتن سبک فرزند پروری مقتدرانه این است که زن و شوهر در مورد تربیت فرزنشان با یکدیگر هماهنگ باشند و اهداف مشترکی داشته باشند و در مورد وضع قوانین با یکدیگر توافق داشته باشند و در این راستا یکدیگر را همراهی کنند. والدین موفق فرزند پروری را کاری گروهی می دانند و تربیت فرزند را فقط بر عهده ی یک نفر نمی گذارند و مهمترین مسئله این که برای جلوگیری از مشاهده ی رفتار متعارض والدین توسط کودکان، در مقابل هر رفتار کودک، واکنشی در یک راستا از خود بروز می دهند.

  • قوانین انضباطی قاطع وضع کنید

با مشخص کردن قوانین واضح و منطقی و پایبند بودن به این قوانین، سعی کنید رفتار درست را به فرزند خود آموزش دهید . زمانی که والدین از نظمی قاطعانه استفاده می کنند فرزندان نیز مسئولیت پذیری و کنترل رفتارهای خود را یاد می گیرند. بنابراین سعی کنید در مورد قوانینی که می گذارید صریح باشید و دلایل خود را برای آنها توضیح دهید.

  • پیامدهای رفتاری که مشخص می کنید حتما اجرا کنید

ممکن است به فرزند خود بگویید که اگر با دوستانت مهربان باشی و اسباب بازی هایت را به آن ها هم بدهی آخر هفته تو را به سینما می بریم (استفاده از تشویق به منظور افزایش رفتار مثبت یعنی تعامل سازنده با همسن و سالان)، یا اینکه به فرزند خود بگویید اگر اسباب بازی هایت را بعد از بازی جمع نکنی به تو اجازه نمی دهم امروز تلویزیون تماشا کنی (استفاده از تنبیه جهت حذف رفتار منفی یعنی جمع نکردن اسباب بازی ها). در صورت وضع کردن پیامدهای رفتاری (چه تشویق و چه تنبیه) حتما به آنها پایبند باشید و آنها را اجرا کنید تا کودکان صحبت ها و حرف های شما را جدی بگیرند.

  • در دسترس باشید

در دسترس بودن به این معنی نیست که شما هر لحظه و همیشه کنار فرزند خود باشید و به نیازهای خود توجهی نداشته باشید بلکه به این معنی است که زمانی که کودک به توجه و مراقبت و محبت شما نیاز دارد به راحتی بتواند به شما دسترسی داشته باشد. هنگامی که کودک به شما نزدیک می شود بهتر است برای لحظه ای، کار خود را متوقف کرده و زمانی را با او بگذارید.

  • شنونده ی خوبی باشید و به نیازها و احساسات فرزندتان توجه کنید

زمان هایی پیش می آید که ممکن است فرزند شما به علت بیماری یا عوامل محیطی دچار تنش و بی قراری شده باشد و یا در مورد احساساتش دچار تناقض شده، سعی کنید در این زمان ها شنونده ی خوبی برای فرزندان خود باشید، در مورد نیازها و احساسات فرزندتان با او صحبت کنید.

  • به نظرات فرزند خود اهمیت بدهید

سعی کنید در موارد متعدد نظر فرزندتان را بپرسید و برای نظرات او ارزش قائل شوید و به او این حس را منتقل کنید که نظراتش برای شما مهم و ارزشمند است. این کار به فرزند شما احساس اعتماد به نفس و خود ارزشمندی می دهد. همچنین سعی کنید به فرزندتان اجازه دهید در تصمیم گیری های کوچک نقش داشته باشد مثلا در انتخاب لباسش از او نظرش را بپرسید، با این کار شما به فرزندتان می آموزید که به تدریج مسئولیت تصمیم های خود را بر عهده بیرید.

  • مسئولیت های کوچک را به او واگذار کنید

با دادن مسئولیت های کوچک و متناسب با سنش مستقل بودن را به فرزندتان آموزش دهید. مثلا در چیدن میز غذا از او کمک بخواهید و بعد از تمام شدن کار به او بگویید که کمک کردن او چقدر در روند کار تاثیر داشته، این کار در عین حال که باعث افزایش اعتماد به نفس و توانمندی فرزدتان می شود سبب می شود فرزند شما کار گروهی را نیز یاد بگیرد و بفهمد کمک کردن به دیگران چقدر می تواند مفید باشد.

  • از فرزند خود انتظارات واقع بینانه داشته باشید

سعی کنید از فرزند خود متناسب با سنش انتظار داشته باشید و از مقایسه کردن فرزند خود با دیگر فرزندان و کودکان خودداری کنید. در صورت مشاهده ی تاخیرات رشدی در فرزندتان صبور باشید و تفاوت های فردی را در کودکان در نظر بگیرید و این نکته را در نظر بگیرید که کودکان برای انجام هر کاری نیاز دارند که از قبل آمادگی لازم را برای انجام آن کار به دست بیاورند، ولی اگر این تاخیرات بیش از حد طولانی شد حتما به روانشناس کودک مراجعه کنید.

  • وقت هایی را برای تعامل مثبت و بازی با کودک اختصاص دهید

به فرزند خود محبت کنید و از در آغوش گرفتن فرزندتان، تماس چشمی، لبخند، نوازش و بیان جمله ی دوستت دارم از فرزندتان در طول روز غافل نشوید، به تفریحات کودک اهمیت بدهید و سعی کنید زمان هایی را به بازی با فرزندتان اختصاص دهید.

  • از خود مراقبت کنید

سعی کنید در عین حال که نسبت به نیازهای کودک حساس هستید، به نیازهای خودتان نیز توجه کنید و مراقب سلامت جسمی و روانی خود باشید . متمرکز شدن صرف بر روی فرزندان همانطور که برای والدین آسیب زاست به نفع کودک نیز نیست، چون کودکان قبل از هرچیز به والدینی دارای سلامت روان احتیاج دارند. از جمله راه های مراقبت از خود: داشتن فعالیت های لذت بخش روزانه، داشتن انتظارات واقع بینانه از خود، ورزش کردن، دنبال کردن اهداف، مقایسه ی خود با افکار و باورهای معقول، ریلکسیشن روزانه

  • الگوی مناسبی برای فرزندتان باشید

فراموش نکنید که شما زمانی می توانید سبک فرزند پروری درستی داشته باشید و فرزندان خود را به خوبی تربیت کنید که خودتان رفتار درستی داشته باشید، زمانی می توانید فرزند شادی تربیت کنید که خودتان روحیه ی مثبتی داشته باشید، آموزش نظم به فرزندتان زمانی امکان پذیر است که خودتان به آن مقید باشید و در نهایت اینکه کودکان با مشاهده ی شما شیوه ی درست رفتار کردن را می آموزند بنابراین سعی کنید الگوی مناسبی برای فرزند خود باشید.

چیزی که مهم است توجه به این نکته است که تربیت و پرورش فرزندان کار بسیار سختی است، گاهی ممکن است والدین در امر تربیت فرزند خود دچار درماندگی شوند و ندانند با یک مسئله ی خاص در مورد فرزند چگونه رفتار کنند که در این راستا کمک گرفتن از مشاور و روانشناس کودک امری لازم محسوب می شود، بنابراین در این مواقع مراجعه به مشاور را در برنامه های خود قرار دهید.

مشاوران ما در مرکز مشاوره ی مشاورانه در زمینه ی فرزند پروری، به صورت تخصصی،شما را یاری خواهند کرد.

بازدید : 388
1 آذر 1399 زمان : 19:33

ازدواج مقوله ی بسیار رایجی است که بسیاری از نیازهای انسان از جمله نیاز به تعلق خاطر و دوست داشته شدن، همچنین نیازهای جسمانی و عاطفی افراد بوسیله ی آن ارضا می شود، ولی گهگاه زندگی مشترک با مسائلی مانند خیانت دست به گریبان می شود.

خیانت زناشویی از جمله عواملی است که سلامت خانواده را با چالش هایی مواجه کرده و مهمترین عامل تهدید کننده ی عملکرد، ثبات و تداوم رابطه ی زناشویی است.

خیانت زناشویی چیست؟

اگر بخواهیم خیانت زناشویی را تعریف کنیم می توانیم اینگونه بگوییم که:

برقراری هرگونه روابط عاطفی، جنسی یا هر دو، خارج از چهارچوب روابط زوجین که به برقراری درجاتی از صمیمیت عاطفی یا جنسی با فردی غیر از همسر منجر می شود.

به طور کلی هر نوع رابطه ی پنهانی با جنس مخالف می تواند خیانت محسوب شود، از این جهت که شما مطمئن هستید اگر همسر شما محتوای مکالمه ی شما با این شخص را ببیند رنجیده خاطر می شود، بنابراین پنهانکاری می کنید و این کار نوعی خیانت محسوب می شود.

به خیانت زناشویی، رابطه ی فرازناشویی نیز می گویند.

انواع خیانت:

خیانت عاطفی که در آن فرد رابطه ای احساسی را با شخص سوم شخصی برقرار می کند.

خیانت جنسی که در آن فرد رابطه ای جنسی را با فردی خارج غیر از همسر خود برقرار می کند.

خیانت جنسی – عاطفی که در آن فرد با شخصی غیر از همسر خود هم رابطه ی احساسی و هم رابطه ی جنسی برقرار می کند.

خیانت مجازی که در آن فرد با افرادی در فضای مجازی به صورت پنهانی از همسر خود چت و گفت و گو می کند.

دلایل خیانت چیست؟

اینکه یکی از زوجین یا هر دوی آنها، در زندگی مشترک تعهد به شریک زندگی را زیر پا بگذارند و راه خیانت را در پیش گیرند به دلایل مختلفی بستگی دارد که این دلایل به سه دسته ی کلی تقسیم می شوند: عوامل بیرونی، مشکلات عاطفی و ارتباطی زوجین، ویژگی های فردی

  • عوامل بیرونی

از جمله عوامل بیرونی که زمینه ساز خیانت زوجین به یکدیگر می شود فشار و استرس های روزمره است.

همچنین عواملی که باعث کم ارزش شدن یا بی ارزش شدن رابطه ی زوجین می شود مانند: تزلزلات فرهنگی و رسانه های ماهواره ای که سعی می کنند خیانت کردن را امری عادی جلوه دهند، تفریح ها و محیط ها و شرایط شغلی که در آن به اصول اخلاقی پایبند نیستند.

تاثیرات منفی فضای مجازی نیز از جمله عوامل بیرونی زمینه ساز خیانت هستند.

  • مشکلات عاطفی – ارتباطی زوجین

مشکلات ارتباطی زوجین از جمله اختلاف ها و تعارض های زناشویی و عدم توانایی در حل این مشکلات

سرزنش و تحقیر کردن یکدیگر

عدم علاقه ی یکی از زوجین یا هر دوی آن ها به یکدیگر

رابطه ی عاطفی و صمیمیت ضعیف بین زوجین

بی توجهی به نیاز های یکدیگر

کیفیت پایین روابط جنسی زوجین و سردمزاجی یکی از زوجین

  • ویژگی های فردی

اگرچه هیچ توجیه منطقی برای خیانت وجود ندارد و حتی با وجود عوامل ذکر شده باز هم دلیلی برای خیانت وجود ندارد و بهتر است به جای پاک کردن صورت مسئله و خیانت کردن به همسر، زوجین سعی در حل مشکلات خود داشته باشند و در صورت حل نشدن مشکل ابتدا از هم جدا شوند و بعد ه سراغ فردی دیگر بروند، ولی به عنوان مثال اگر شما بشنوید زن و مردی در زندگی مشترک بسیار با یکدیگر اختلاف دارند و رابطه ی سردی با یکدیگر دارند و به هم خیانت می کنند، خیانت این افراد به یکدیگر برای شما پذیرش بیشتری دارد، ولی گاهی می شنوید که فرد با وجود اینکه مشکل خاص و لاینحلی در زندگی ندارد باز هم به همسر خود خیانت می کند، که در اینصورت از خیانت این فرد ممکن است بسیار متعجب شوید و به دنبال یافتن پاسخ این سوال و علت آن باشید.

در پاسخ به این سوالتان باید گفت که بعضی از افراد به طور کلی ویژگی های فردی و شخصیتی دارند که موجب می شود به همسر خود خیانت کنند:

این افراد بازداری ضعیفی دارند.

هیجان خواهی و تنوع طلبی بالایی دارند.

روابطشان حد و مرز مشخص و تعریف شده ای ندارد.

و گاهی دچار اختلالات شخصیتی نیز هستند که موجب می شود به چیزی پایند نباشند، که در اینصورت نیاز است که فرد حتما به روانشناس بالینی مراجعه کند و برای درمان خود اقدام کند.

خیانت باعث چه نشانه هایی در همسر خیانت دیده می شود؟

  • آسیب به عزت نفس

فردی که همسرش مرتکب خیانت شده، اغلب احساس می کند که عزت نفسش زیر سوال رفته است.

  • افسردگی و اضطراب

بعد از مورد خیانت واقع شدن از سوی همسر، افراد معمولا دچار احساس خشم و شوک می شوند و در بسیاری از مواقع نشانه های افسردگی و اضطراب را از خود نشان می دهند.

  • بدبینی

یکی دیگر از اتفاقات شایعی که پس از مورد خیانت واقع شدن دیده می شود بدبینی نسبت به جنس مخالف است. در پی خشم و نفرتی که فرد خیانت دیده احساس می کند، بیزاری از هرگونه ارتباط با دیگران در فرد بوجود می آِید.

  • ناامیدی و حذف ارزشهای شخصی

فرد ممکن است به طور کل نا امید شود و همچنین برای ارزشهای شخصی خود هیچ ارزشی قائل نشود.

نیاز است که نسبت به این نشانه ها آگاه بود و قبل از هر تصمیمی مبنی بر ادامه یا قطع زندگی مشترک از یک روانشناس در این مسیر کمک گرفت.

آیا می شود همسر خیانت کار را بخشید؟

بخشیدن همسر خیانت کار به عوامل متعددی بستگی دارد که مهمترین آن ها ابراز پشیمانی همسر خیانت کار و تلاش برای جبران اشتباهات است.

جبران اشتباهات فقط نباید به صورت کلامی باشد و فرد فقط به زبان بیاورد که اشتباهاتش را جبران می کند بلکه نیاز است که برای جبران اشتباهاتش تلاش کند. از جمله کارهایی که نیاز است انجام دهد:

  • قبول کردن اشتباه
  • قطع کردن کامل ارتباط با نفر سوم رابطه
  • اطمینان دادن مکرر به همسر مبنی بر عدم خیانت
  • گذراندن مدت زمان بیشتر با همسر
  • صادق بودن با همسر
  • صبوری کردن و فرصت دادن به همسر برای بخشش
  • درک احساسات منفی همسر و تلاش برای رفع آن ها از طریق گوش دادن به این احساسات

در این بین فردی که از همسر خود خیانت دیده نیز، باید سعی کند بیش از حد بر جزییات رابطه ی همسرش تمرکز نکند ودر مورد آن سوال های زیادی نپرسد.

بعضی از افراد بعد از آگاهی از خیانت همسرشان سعی می کنند به طور کامل ازویژگی های ظاهری و شخصیتی آن فرد، نوع رابطه ی آن دو و شدت رابطه به طور کامل مطلع شوند، ولی این کار اشتباه است و باید سعی شود از این کار خودداری کرد، به این دلیل که این کار باعث می شود فرد دچار نشخوار فکری شود و مدام خودش را با شخصی که همسرش با او در ارتباط بوده مقایسه کند و اعتماد به نفس وی کاهش یاید، بنابراین بسیار مهم است که از این کار خودداری شود.

همچنین در صورتی می توان امیدوار بود که زندگی مشترک جان دوباره بگیرد و روابط زوجین بعد از خیانت بهبود یابد که:

  • هر دوی آن ها انگیزه ی کافی برای حفظ زندگی مشترک داشته باشند.
  • با یکدیگر صادق باشند و در مورد مشکلاتشان با یکدیگر صحبت کنند.
  • هر کدام سهم خود را در رخ دادن خیانت بپذیرند.
  • هر دو مهارت لازم برای شناخت و ارزیابی بحران و علت یابی آن را داشته باشند.
  • در نهایت به دنبال مداخلات درمانی و کمک گرفتن از مشاورباشند.

مشاور چه کمکی می تواند به ما بکند؟

مشاور می تواند با آگاه کردن فرد در مورد ابعاد مهم و بررسی و تحلیل مسائل مهم زندگی مشترک و عوامل فردی هر دو و بررسی نتایج احتمالی، به تصمیم دقیق تر فرد کمک کند.

در جلسات مشاوره چه می گذرد؟

  • برسی ابعاد زندگی مشترک با همسر
  • بررسی نقاط قوت و ضعف شخصیتی هر دو
  • کمک به همسر آسیب دیده
  • تحلیل و علت یابی مشکلات با همسر
  • تلاش برای بازسازی اعتماد بین زوجین از طریق درمان شناختی – رفتاری (CBT)

البته گاهی ممکن است مشاور با بررسی های لازم به این نتیجه برسد که ادامه ی زندگی مشترک تصمیم درستی نیست و افراد را در مورد این مسئله آگاه کند ولی در نهایت تصمیم گیرنده ی اصلی خود افراد هستند و مشاور در این مسیر فقط نقش راهنما و روشن کردن مسائل برای افراد را دارد.

مشاوران ما، در مرکز مشاوره ی مشاورانه آماده ی ارائه ی خدمات روانشناختی در زمینه ی مسائل زناشویی و خیانت زناشویی شما را یاری خواهند کرد.

بازدید : 556
29 آبان 1399 زمان : 19:31

تعریف گشتالت

گشتالت واژه ای آلمانی است، نامی که برای آن هیچ معادل انگلیسی مطلقی وجود ندارد.

دقیق ترین ترجمه از آن عموما با الگو، ترکیب، شکل و پیکر بندی مطابقت می کند.

گشتالت درمانی

گشتالت درمانی روشی پدیدار شناختی و مبتنی بر رویکرد وجودی است که بر روی عواملی مانند تجارب انسان، مسئولیت افراد، توانایی آن ها برای تامین تجارب زمان حال و نیز تجارب مراجع و درمانگر تاکید می کند.

گشتالت درمانی یک رویکرد است که بر رشد، هشیاری و محتوای هشیاری تاکید دارد که این به معنای تمرکز بر آگاهی در ارتباط با خود، دیگران و جهان است.

فرض بنیادی گشتالت درمانی آن است گه اگر افراد از از آنچه در اطرافشان می گذرد کاملا آگاه باشد، قابلیت «خود گردانی» در محیط خویش را دارند و درمان زمینه ی مناسبی را برای آگاهی و فرآیند تماس برقرار کردن فراهم می کنند.

مفهوم اصلی در گشتالت درمانی

مفهوم اصلی در گشتالت درمانی این است که شخص یک «کل سازمان یافته» و نه مجوعه ای تکه تکه از هیجانات، شناخت ها و رفتارها است.

در عین حال انسان ها نه تنها باید از خود آگاه شوند بلکه باید بفهمند چطور به خودشان لطمه می زند.

این آگاهی نیز با بیان آنچه هم اکنون احساس می کنند ایجاد می شود و آن هم لحظه به لحظه حاصل می شود.

واژگان و اصطلاحات در گشتالت درمانی

  • اضطراب

در گشتالت درمانی، اضطراب، نوعی صحنه هراسی در نظر گرفته می شود، که هر فرد به دلیل تمرکز بیش از حد بر وقایع آینده دچار می شود.

  • رشد

رشد در این رویکرد، به معنای حرکت از حمایت های شخصی است.

رشد مختص به فرد نیست بلکه در ارتباط با محیط و محیط در ارتباط با فرد رشد می کند.

  • آگاهی

این واژه به معنی آگاهی فرد از ارتباط خود و دیگران و جهان است . بهترین حالت، آگاهی، دانش یا حس غیر کلامی است که در اینجا و اکنون اتفاق می افتد.

  • خویشتن

مفهوم خویشتن در گشتالت درمانی عبارت است از فرآیندی که ساختار نهاد، خود و شخصیت را در بر می گیرد.

  • انطباق

فرآیندی است که بدان وسیله فرد، محدودیت هایی را که در آن زندگی می کند را کشف کرده و خود را از غیر خود تمیز می دهد.

  • پرخاشگری

ابزار ارگانیسم نه برای نابودی بلکه برای غلبه بر مقاومت و تماس با محیط برای ارضای نیازهایش

  • کسب موافقت

فرآیندی که در آن مردم شخصیت خود را تقسیم کرده و نوعی خودانگاره به وجود می آورند.

یعنی تصوری از خود که بر اساس معیارهای بیرونی است.

  • خشم معطوف به خود

فرآیندی که بدان وسیله بعضی از کارکردهایی که اصولا از جانب فرد به سوی دنیای بیرون هدایت شده بودند مسیر خود را تغییر داده و به سوی سرچشمه و منشا بر می گردند.

  • خود

فرآیند خلاقی است که فرد را به سوی رفتار خود شکوفایی هدایت می کند.

ویژگی اصلی خود، شکل دهی و تمایز گشتالت است.

  • خودگردانی ارگانیسمی

هر ارگانیسمی سعی دارد به وسیله ی کامروا سازی یا حذف نیازهای به وجود آمده به تعادل حیاتی برسد.

  • درون فکنی

پذیرش مفاهیم، معیارهای رفتار و ارزش های دیگران بدون انتقاد است.

شخصی که همیشه درون فکنی می کند، نمی تواند شخصیت خود را رشد دهد.

  • زمینه

بخشی از زمینه ادراکی که (شکل) نباشد، عنوان زمینه شناسایی می شود.

همراه کردن شکل و زمینه گشتالت را تشکیل می دهد.

  • شکل

چیزی است که در مرکز آگاهی همراه با دقت و توجه قرار دارد.

یعنی آنچه که شخص در حال حاضر بدان توجه می کند.

  • فرافکنی

فرآیندی است که بدان وسیله فرد اجزای شخصیت خود را که قادر به شناخت آن ها نیست یا از شناخت آن ها امتناع می ورزد را به دنیای خارج نسبت می دهد.

  • قدردانی

افراد از طریق قدر دانی خود را کشف می کنند.

قدر دانی شخصی، کودکان را بوسیله ی رشد حس خود و تقدیر از وجود خود هدایت می کند.

تکنیک های گشتالت درمانی

یک گشتالت به معنای کامل کردن چیزی است که بنیانگذاران این رویکرد، آن را یک نیاز ارگانیسمی می نامند.

وقتی یک نیاز ارضاء می شود، گشتالت آن کامل می شود و فرد آزاد است تا به سراغ پرداختن به نیاز تازه ای برود، زیرا وقتی یک گشتالت کامل می شود فضایی باز می شود تا نیازهای تازه ای پدیدار شوند. مراجعان معمولا زمانی برای درمان مراجعه می کنند که در واکنش به شرایط و میدانی (زمینه ای) تغییر یافته، شیوه های متداول آن ها برای سازگاری خلاق کارایی ندارد.

یکی از مهم ترین وظایف گشتالت درمانگر بالابردن آگاهی مراجع است.

آگاهی پیرامون نحوه تفکر و احساس، چگونگی رفتارکردن، آگاهی به آنچه در بدن جریان دارد و اطلاعات مربوط به ادراک، آگاهی از نحوه برقراری ارتباط خود، رابطه اش با افراد دیگر، تاثیری که بر محیط اطراف میگذارد و متقابلا اثری که محیط براومیگذارد.

در کلی ترین روش مشاور سعی میکند تا موارد زیررا ترغیب کند:

  • تشدید وگسترش آگاهی از تجربه درحال انجام
  • هدایت یا تمرکز آگاهی برمسائل پراهمیت قلمدادشده یا اجتناب شده
  • ماندن در اینجا و اکنون

قواعد موردنظر در گشتالت درمانی به شرح زیر هستند:

  • قاعده زمان حال

دراین قاعده، رفتار و احساسات مراجع در زمان حال و موقعیت های جاری مورد تاکید قرار می گیرد و از زمان حال استفاده می شود.

  • قاعده استفاده از پیوستارآگاهی

که در آن مراجع ذهن خود را به جای آنکه به «چرا» معطوف دارد به استفاده از «چه» و «چگونه» معطوف می دارد و دقیقا به احساسات خود می پردازد.

  • قاعده تبدیل سوالات به اظهارنظر

دراینجا اگر مراجع سوالی مطرح کند، مشاور یا درمانگر از او میخواهد تا سوال خود را به صورت یک اظهارنظر ارائه دهد، زیرا برای مقاصد زیادی و ازآن جمله برای امتناع مراجع از کشف واقعیت و حفظ حالت کودکانه و حمایت محیطی به کار گرفته می شود.

  • طرح ها
  • طرح کاریا موضوع ناتمام

دراینجا هرموقع که مراجع کار یا موضوع ناتمامی داشته باشد، از او خواسته می شود آن را به پایان برساند و تمام کند.

  • طرح پذیرش مسوولیت

در این طرح از مراجع خواسته می شود تا برای هریک از رفتارهایش اعلام قبول مسوولیت کند.

برای مثال بگوید «من آگاهم که پایم را حرکت می دهم و من مسوولیت آن را می پذیرم».

  • طرح داشتن یک راز

در این طرح به مراجع آموخته می شود رازی را پوشیده نگه دارد و تصور کند دیگران چه واکنشی نسبت به آن خواهند داشت. در این حالت کم کم دلبستگی او به این راز روشن خواهد شد و احساسات گناه و شرمساری او کشف خواهد شد.

  • طرح به عمل درآوردن فرافکنی

زمانی که مراجع ادراکی را بیان میکند که موید یک فرافکنی است، از او خواسته می شود تا نقش شخصی را که در این فرافکنی وجود دارد بازی بکند و بدین ترتیب کشمکش خود را در این زمینه کشف کند.

  • طرح بزرگ نمایی و اغراق یا طرح تکرار

در این طرح از مراجع خواسته می شود تا رفتار یا بیانی را چندین مرتبه تکرار کند و حتی در برخی موارد رفتار را به رقصی تبدیل کند و یا صدا را بلندتر و موکدتر کند تا بدین وسیله به خودآگاهی برسد.

  • طرح صندلی خالی

زمانی که موضوع ناتمام با فرد دیگری ارتباط دارد، باید مراجع را تشویق کرد تا از طریق گفت وگو و بحث با آن فرد موضوع ناتمام را کامل کند.

چنانچه فرد، دیگر حضور نداشته باشد، توصیه می شود که مراجع با به کارگیری یک صندلی خالی به ایفای نقش با طرف غایب بپردازد و حتی پاسخ های احتمالی او را نیز بیان کند.

ایفای نقش با طرف غایب این ارزش را دارد که مشاور در می یابد که به هنگام مواجهه مراجع با دیگران چه اتفاقی میفتد و عکس العمل مراجع درقبال آنها چیست.

  • طرح صندلی داغ

این روشی است که بدان وسیله شخصی در گروه داوطلب می شود تا با مشاور کار کند و به شناخت احساسات و عواطفش در زمینه موضوعی که در گذشته اتفاق افتاده است نایل آید و آن را تجربه کند.

در این شیوه مراجع برروی یک صندلی، که در مرکز گروه قرار داده شده است، می نشیند و اعضای گروه با طرح سوالاتی از او می خواهند تا احساسات و عواطفش را بروز دهد.

ازدیگر تکنیک های مورد استفاده درگشتالت درمانی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • وارونه سازی

در این تکنیک از مراجع خواسته می شود تا نقش رفتاری متضاد با رفتار خود را ایفا کند.

برای مثال به جای آنکه منفعل باشد، با انرژی و مهاجم باشد تا بدان وسیله با جنبه های پنهان شخصیت خود تماس حاصل کند و آن ها را تشخیص دهد.

  • دورچرخیدن

از مراجع خواسته می شود تا اگر چنانچه گفته یا احساسی دارد، درصورت تمایل دور بچرخد و آن را به افراد دیگر در جلسه بگوید.

این تکنیک ممکن است اعمالی مانند لمس کردن، دلجویی و نوازش، مشاهده و متوحش کردن را نیز دربرداشته باشد.

  • تمرین گفت و گو

مراجع بخش هایی از شخصیت خود را که متعارض اند و تجربه شده اند، انتخاب و بین آنها گفت و گو برقرار میکند.

این بخش های شخصیت شامل جزءحاکم شخصیت (فراخود یا الزام ها) در مقابل جزءمطیع (جزءمقاوم منفعل)، حالت تهاجمی در مقابل حالت منفعل، شخصیت خوب در مقابل شخصیت رذل و یک سلسله دوسویه های دیگر می شود.

از مراجع خواسته می شودسعی کند بین هریک از دوسویه های موجود، گفت و گویی برقرار کند تا سرانجام به آگاهی بهتری دست یابد.

بازدید : 562
27 آبان 1399 زمان : 19:30

شفقت درمانی چیست؟

شفقت درمانی یک سیستم درمانی است که توسط بل گیلبرت و تاکید آن بر مهربان بودن، محبت کردن ودرک کردن عمیق خود و دیگران است.

درمان متمرکز بر شفقت یکی از جدید ترین درمان ها در حوزه روانشناسی مثبت-گرا است که نقاط اشتراک زیادی با روش درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد(ACT) دارد.

رفتاری که بسیاری از ما در زمان ناکامی و شکست به آن توجه نمی کنیم این است که درد،رنج و سختی که برای ما پیش آمده را با خود انتقام گیری ویرانگر چندین برابر می کنیم.

خیلی از ما وقتی که به چیزی که می خواهیم نمی رسیم، برای مثال آزمونی برای ما مهم بوده و نمره خوبی در آن نگرفتیم، ممکن است با خود بگوییم که تو چقدر ناتوان هستی، تو در هیچ امتحانی قبول نمی شوی، تو همیشه شکست میخوری. تاثیر این جملات بسیار بسیار مخرب است و متاسفانه در خیلی مواقع از تاثیر این جملات آگاه نیستیم.

باید بدانیم که افسردگی و اضطراب از پیامد های حتمی این رفتار است.

بهتر است در این شرایط برای این که درک بهتری از رفتار خودمان داشته باشیم، تصور کنیم که دوست صمیمی خودمان در آزمون شکست خورده، آیا در این صورت حرف ها و انتقاد هایی که از خودمان می کنیم را به او می گوییم؟

آیا به او می گوییم که تو ناتوان هستی، تو در هیچ امتحانی قبول نمی شوی، تو همیشه شکست می خوری؟

ما هیچوقت با این لحن با دوست خود صحبت نمی کنیم، پس چرا این رفتار را با خودمان داریم؟

به همین علت یکی از تاکید های شفقت درمانی بر این است که در مواقع ناکامی جملاتی که به خود می گوییم را به دقت بررسی کنیم.

این کار به ما کمک می کند که درک عمیق تری از رابطه خودمان با هستی درونمان داشته باشیم.

در اصل این کار باعث می شود که رفتاری را که در ناخودآگاهمان با خود داریم را به خودآگاهمان بیاوریم و درمسیر رفع آنها قدم برداریم.

هدف شفقت درمانی

شفقت درمانی به ما کمک می کند تا تصورات منفی را که زاییده مغزمان هستند کنار بگذاریم، تفکراتی مانند خود انتقادی، خود سرزنشگری و قضاوت

همچنین شفقت درمانی سبب می شود نسبت به خود و دیگران شفقت و مهر بورزیم تا بتوانیم در مسیر یکی از رویاهای بشر که آرامش ذهن است گامی برداریم.

هدف این رویکرد کمک به بهبود روانی و هیجانی افراد به وسیله تشویق کردن آنها به مشفق بودن با خودشان و دیگران است.

مواردی که میتوان از شفقت درمانی استفاده کرد

مشقت درمانی برای بیماری مبتنی بر شرم استفاده می شود ولی پژوهش ها نشان می دهد که این روش برای مشکلاتی نظیر: ترک سیگار، چاقی، اختلالات شخصیت، درمان روان گسیختگی، موثر است.

تفاوت شفقت درمانی با اکت (ACT)

اکت درمانی روی فرآیند های توجه اگاهی، پذیرش و تعهد، با تمرکز بر روی رشد شخصی و هیجانی تاکید کرده، ولی شفقت درمانی روی کسب شفقت، تمرین های تمرکز، و اقدام مشفقانه تاکید دارد.

چند تمرین ساده از نظر شفقت درمانی

۱-شفقت درمانی می گوید، هنگام درد کشیدن چند نفس عمیق بکشید دست خود را روی قلبتان بگذارید و با خود بگویید که من در این لحظه در حال درد کشیدن هستم، من الان در حال درد کشیدن هستم، من الان مشکلم را احساس می کنم ولی می دانم که انسان های بی شماری در این این لحظه این مشکل را دارند و در این درد آنها با من مشترک هستند.

این کار کمک زیادی به فرد می کند و فرد این را متوجه می شود که تنها نیست و درد و رنج بخشی از زندگی هستند.

۲-سعی کنیم در مواقع درد و رنج، درد و رنجمان را بپذیریم که این پذیرفتن به معنای تسلیم بودن در برابر عامل درد نیست، بلکه به این معنی است که از درد خودمان فرار نکنیم و یا سعی نکنیم که آن را سرکوب کنیم.

این کار نیز باعث می شود که بدانیم ما تنها در این دنیا درد نمی کشیم.

۳-در مواقع درد، در ذهن خود فرض کنیم یک آدم صبور، مهربان، آرامش بخش با درک بسیار بالا وجود دارد که ما را هیچ قضاوتی نمیکند، چنین فردی را در آغوش می گیریم و درباره تمام مشکلاتمان با اون صحبت می کنیم.

این تمرین باعث می شود آن بخشی از وجود ما که ناراحتی و درد دارد و احساس تنهایی می کند به آرامش برسد.

شاید این سوال پیش آید که تصور چنین فرد خیالی ای چه سودی دارد؟

در پاسخ به این سوال باید گفت در بسیاری از مواقع که احساس درد و رنج داشتیم آیا همین تصور کردن و انتقادات خیالی نبودند که فرد را به ویرانی کشاندند؟ بنابراین می توانیم نتیجه بگیریم که تصور و خیال خیلی تاثیر گذار هستند.

حال هدف شفقت درمانی این است که از جنبه مثبت تخیل شما استفاده کند.

۴-در مواقع درد و رنج به جای آن که خود را سرزنش کنید سعی کنید لحظاتی را به یاد آورید که دیگران به شما محبت می کردند و حال آنها را تصور کنید که به سمت شما می آیند و در این درد به شما کمک کنند و خود را به گونه ای تصور کنید که در حال دریافت انرژی های مثبت از طرف این افراد هستید و از این طریق سعی کنید تلقین ها و تصویر سازی های مثبت را در ذهن خود افزایش دهید.

افکار منفی همیشه در ذهن ما وجود دارند و ذهن ما این قدرت را دارد که ما را فریب دهد، بارها پیش آمده که درباره پیامد کاری نگران باشیم و پس از مدتی متوجه شدیم که نگرانی های ما بیهوده بوده اند.

بازدید : 580
25 آبان 1399 زمان : 19:29

شاید هیچ بخشی از روان شناسی کودکان استثنایی به اندازه ی مشکلات یادگیری باعث ایجاد تحقیقات مختلف و بحث های بسیار متعدد نشده است.

مشکلات یادگیری باعث تعجب و سردرگمی پژوهشگران شده است، زیرا کودکان مبتلا به این اختلالات از ضریب هوشی متوسط یا حتی بالا برخوردارند، ولی در زمینه هایی که نمرات IQ پیش بینی می کنند، مخصوصا در یادگیری خواندن و نوشتن موفق نیستند.

کسانی که اختلالات یادگیری دارند یکی از باورهای رایج انسان ها را به چالش می کشند: کسی که معلول ذهنی نیست، ناراحتی های روانی، نقص های بینایی یا شنوایی ندارد، فقیر نیست و از سایر محرومیت های اجتماعی رنج نمی برد، اصولا باید در مدرسه موفق باشد اما چرا نیست؟

بیش از 50 سال پیش، در سال 1962، در یک کنفرانس با حضور والدین و متخصصان آموزش و پرورش، ساموئل کرک اصطلاح learning disability را مطرح کرد.

از دید کرک، دانش آموزان دارای ناتوانی های یادگیری یک گروه ناهمگن بودند که یک وجه مشترک داشتند: همه ی آنها یک مشکل با ریشه های نورولوژیک داشتند که به شیوه های مختلف بر یادگیری تاثیر می گذاشتند.

تعریف اختلال یادگیری

هر اختلالی که در آن موفقیت تحصیلی فرد، با توجه به سن، آموزش و هوش، يا براساس آزمون‌های معیار خواندن و نوشتن و محاسبه، از آنچه انتظار می‌رود بسیار کمتر باشد، اختلال یادگیری توصیف می‌شود.

این اصطلاح، شرایطی چون معلولیت‌های ادراکی، آسیب دیدگی‌های مغزی، نقص جزئی در کار مغز، و خوانش‌پریشی را در بر می‌گیرد.

این تعریف، آن دسته از دانش آموزان را که به دلیل معلولیت‌های دیداری، شنیداری یا حرکتی، همچنین عقب ماندگی ذهنی یا محرومیت‌های محیطی، فرهنگی یا اقتصادی به مشکلات یادگیری دچار شده‌اند، شامل نمی‌شود.

این کودکان ظاهری طبیعی دارند، رشد جسمی و قد و وزنشان حاکی از بهنجار بودن آنان است.

هوش آن‌ها کمابیش عادی است، به خوبی صحبت می‌کنند، مانند سایر کودکان بازی مي‌كنند و مثل همسالان خود با سایرین ارتباط بر قرار می‌کنند. درخانه نیز یاری‌های لازم را دارند و کارهایی را که والدین به آنان واگذار می‌کنند به خوبی انجام می‌دهند.

مشکل کودکان مبتلا به اختلال یادگیری این است که مدام در کارهای درسی خود با مشکل مواجه می شوند. و توانایی لازم برای محاسبات ریاضی، خواندن یا نوشتن را ندارند.

در واقع می توان گفت این دانش آموزان در یک یا چند فرایند روانی که به درک کردن با استفاده از زبان شفاهی یا کتبی مربوط می‌شود، اختلال دارند که این اختلال می‌تواند به شکل عدم توانایی کامل در گوش کردن، صحبت کردن، خواندن، نوشتن، هجی کردن یا انجام محاسبات ریاضی ظاهر شود.

  • حال ببینیم برای درمان اختلالات یادگیری چه کارهایی می توانیم انجام دهیم:

درمان اختلالات یادگیری

درمان این اختلال ممکن است در ابتدا بسیار سخت به نظر برسد، چرا که اختلال یادگیری اختلالی دائمی است و در واقع درمان قطعی ندارد اما با تشخیص و مداخله به موقع و ارائه ی آموزش های مناسب می توان مهارت های این کودکان را گسترش داد و به آنها کمک کرد تا زندگی طبیعی داشته باشند.

تشخیص به موقع مشکلات یادگیری و به دنبال آن کابرد روش های آموزشی مناسب در موفقیت تحصیلی کودکان نقش بسزایی دارد.

اغلب والدین در مواجهه با مشکلات کودکشان در یادگیری و کندی او تحمل و صبر خود را از دست می دهند و عصبانی می شوند و حتی ممکن است با سرزنش و تخریب کودکشان اعتماد به نفسش را از او بگیرند و کودکشان را ناامید کنند، ولی نیاز است که والدین در این مسیر صبور باشند و از راهکارهای مناسب بهره بگیرند.

راهکارهای درمانی

  • مراجعه به متخصص

مراجعه به متخصصی که بتواند با دقت مشکل را تشخیص دهد و راهکارهای درمانی مناسب را ارائه دهد و آن ها را اتخاذ کند، کار بسیار مهمی است.

اگر ارزیابی ها نشان دهد که فرزند شما اختلال یادگیری دارد، فرزند شما واجد شرایط دریافت خدمات آموزش ویژه است.

درواقع کمک گرفتن از متخصصین مهمترین مسیر درمانی فرزندتان است که لازم است به موقع این مسیر آغاز شود. از جمله روش های درمانی که متخصصان استفاده می کنند:

  • روش ادراکی – حرکتی (بازی هایی برای آموزش حرکت، تمرینات روی تخته سیاه برای هماهنگی حرکت و ادراک دیداری و حل معما)
  • دارو درمانی (مگا ویتامین تراپی)
  • استفاده از نوروفیدبک
  • روش فرآیند – تکلیف (ارزیابی سطح مهارت کودکان و سپس ارائه ی تکلیف با توجه به سطح کودک و به مرور پیچیده تر کردن تکلیف)
  • اجرای روش حسی – حرکتی بر اختلالات یادگیری (روش درمانی چند حسی و ادراکی – حرکتی، روش چند حسی فرنالد، آموزش تمرین های یکپارچگی حسی، آموزش ادراک شنیداری، روش درمانی ادراکی – حرکتی کپارک، راهبرد کپی و پوشش)
  • بازی های آموزشی (ترکیب بازی به همراه آموزش: بازی دومینو، بازی های رایانه ای)
  • آموزش چند رسانه ای (روش چند رسانه ای آموزشی، چند رسانه ای آموزشی دیکته یار، بسته آموزشی چند رسانه ای)
  • روش شناختی – رفتاری (ایجاد تغییر با استفاده از کار بر روی باورها و رفتارات با استفاده از: آموزش کارکردهای اجرایی حافظه فعال و بازداری پاسخ، خودارزیابی آموزش راهبردهای خود نظم دهی، آموزش مبتنی بر هوش های چندگانه گاردنر، خودآموزی، خود نظارتی، باز آموزی اسنادی)

  • حال کارهایی که نیاز است خودتان انجام دهید:

  • کسب اطلاعات دقیق در مورد اختلال یادگیری

در واقع برای اینکه شما بتوانید مسیری درست را انتخاب کنید و بتوانید همکاری درستی با متخصصین و معلمان فرزندتان داشته باشید نیاز است که اطلاعات دقیقی در مورد این اختلال به دست آورید بنابراین نیاز است که درباره ی نوع اختلالی که فرزندتان با آن مواجه است بیشتر بدانید.

بدانید که اختلال خاص او چگونه بر یادگیری اثر می گذارد و چه مهارت های شناختی در آن دخیلند.

اگر زمینه ی مشکل یادگیری او را بدانید می توانید تکنیک های یادگیری او را راحت تر محک بزنید.

  • در مورد اختلال فرزندتان با او صحبت کنید

مهمترین کاری که لازم است انجام دهید این است که به فرزندتان این اطمینان را بدهید که او خنگ یا تنبل نیست بلکه فقط شیوه ی یادگیری او متفاوت است زیرا ذهنش کلمات یا اطلاعات را به گونه ای دیگر پردازش می کند.

به او بگویید که در همه حال کنارش هستید و اطمینان دارید که با تلاش و پشتکار و کمک صحیح شما می تواند چالش را برطرف کند.

  • کمک به موقع به فرزندتان

به موقع به فرزند خود کمک کنید؛ شناخت علائم اولیه و ارائه ی به موقع کمک و یا عدم ارائه ی حمایت به موقع، می تواند به معنای تفاوت موفقیت و عدم موفقیت فرزنتان شود.

شاید مهمترین دلیل برای درخواست کمک زودهنگام، نجات دادن کودکان از ناامیدی و ناکامی است که نمی داند چرا در مدرسه نمی تواند خوب عمل کند، شما باید خیلی زود و قبل از از دست رفتن اعتماد به نفس فرزندتان به او کمک کنید تا درک کند با دیگران متفاوت است.

  • شناخت نقاط قوت فرزندتان

کودکان داراری اختلال یادگیری اغلب باهوش هستند، مهارت های رهبری دارند یا در زمینه های موسیقی، هنری، ورزشی یا سایر زمینه های خلاق برتر هستند، سعی کنید نقاط قوت فرزندتان را بشناسید و به جای تمرکز بر روی کمبودهای فرزندتان بر روی نقاط قوتی که دارد تاکید کنید و در این موارد به او پاداش بدهید و او را در مناطق مورد علاقه خارج از کلاس تشویق کنید.

  • به عنوان یک تیم برای کمک به فرزند خود، کار کنید

نیاز است که شما با متخصصان و معلمان فرزندتان برای تهیه ی یک برنامه ی آموزشی IEP همکاری کنید.

IEPیک سند مکتوب است که خلاصه عملکرد فعلی فرزند شما، اهداف سالانه و اهداف کوتاه مدت، ماهیت و مدت زمان پیش بینی شده از خدمات ویژه فرزندتان و روش هایی برای پیشرفت ارائه می دهد.

  • بر پیشرفت فرزندتان نظارت داشته باشید

دریافت اطلاعات مناسب چه در مورد جلسات درمانی و چه در مورد فعالیت های کلاسی فرزندتان، بسیار اهمیت دارد.

بر پیشرفت فرزندتان نظارت داشته باشید تا مطمئن شوید نیازهای فرزندتان برآورده می شود.

اگر فرزند شما در حال پیشرفت نیست مشاهدات خود را با پرسنل در میان بگذارید و برای ایجاد تغییر، کار کنید.

  • حقوق قانونی خود را بشناسید

با درخواست خلاصه ای از حقوق قانونی، در مورد حقوق و مسئولیت های ویژه تحصیلی فرزندتان آگاه شوید.

قانون آموزش افراد دارای معلولیت IDEA می گوید که فرزند شما حق دارد آموزش عمومی رایگان و مناسب داشته باشد.

  • دریافت حمایت حین کمک به کودکتان

ممکن است هنگام کار با فرزند دارای اختلال یادگیری خود دچار خستگی مفرط شوید. سعی کنید اگر امکانش را دارید حتما با والدین دیگری که با اختلال یادگیری فرزندشان روبرو هستند در ارتباط باشید و از اطلاعات، دانش و حمایت عاطفی یکدیگر برخوردار شوید.

همچنین با مراجعه به روانشناس و مشاور، سعی کنید در مورد احساسات بدی که ممکن است در شما به وجود آمده صحبت کنید و آنها را اصلاح کنید.

با مراجعه به مرکز مشاوره ستاره ایرانیان و بهره گیری از مشاوران برجسته می توانید روند درمانی اختلال یادگیری فرزند خودتان را طی کنید.

بازدید : 575
23 آبان 1399 زمان : 19:28

شاید برای شما سوال باشد که چطور بعضی از افراد انقدر در زندگی خود موفق هستند؟ چطور چرخ گردون به نفع آن ها می چرخد و یا به زبان دیگر چطور این افراد انقدر خوش شانس هستند. در جواب این سوال ذهنی شما باید گفت که این افراد بر خلاف تصور عامه افراد خوش شانسی نیستند و این شانسشان نیست که موجب پیشرفتشان شده بلکه این افراد قدرت تفکر بالایی دارند و همین قدرت تفکر بالا و منتقدانه است که سبب موفقیت و پیشرفت روز افزونشان شده است.

شاید با شنیدن کلمه ی تفکر انتقادی این تصور در ذهن شما شکل بگیرد که این افراد دارای تفکر منتقدانه، انسان های منتقدی هستند و به صورت پیوسته و همه جا از هر چیزی انتقاد می کنند در صورتی که این نیز باوری غلط است، پس نیاز است که بیشتر با تفکر منتقدانه آشنا شویم.

تفکر انتقادی

تفکر در مورد تفکر در راستای بهبود فرآیند تفکر، در قلب تفکر انتقادی جا دارد. متخصصین امر و نظریه پردازان، به طور کلی تفکر انتقادی را شامل تجزیه و تحلیل، ارزشیابی و استنباط دانسته اند.

تعبیر و تفسیر، تبیین و خود تنظیمی از جمله مولفه های تفکر انتقادی قلمداد می شود.

تعاریف تفکر انتقادی

تعاریف گوناگونی در مورد تفکر انتقادی وجود دارد از جمله:

  1. تعریف تفکر انتقادی از نظر انیس (Ennis) عبارت است از، تصمیم گیری راجع ب این که کدام اقدام انجام شود و یا چه چیزی باور شود، که با استفاده از تفکر تعمق آمیز و استدلال پذیری انجام می گیرد.
  2. از نظر پال (paul)، فرد ماهر در تفکر انتقادی از یک مجموع استاندارهای عقلانی در هنگام تفکر استفاده می کند،که این استانداردها فرآیند تفکر فرد را هدایت کرده و همچنین تفکر انتقادی او را پرورش می دهند.
  3. گروهی از متفکران پژوهشگران پیشرو در حیطه ی تفکر انتقادی، آن را اینگونه تعریف کرده اند: تفکر انتقادی حالتی ایده آل است که فرد در آن، به شکل عادت گونه دارای کنجکاوی، اطلاعات خوب، دلیل مدار، روشن فکر، تمایل به تجدید نظر، وضوح در رابطه با موضوعات، نظم در موضوعات پیچیده، آگاهی در خصوص اطلاعات مرتبط، منطق و عقلانیت در گزینش راه حل ها، تمرکز در جستجو گری و پشتکار در رسیدن به نتایجی که به اندازه ی موضوع دقیق هستند، می باشد.

به طور کلی متفکر انتقادی شخصی است که می تواند ارتباط منطقی بین نظرات و عقاید را درک کند.

در اصل تفکر انتقادی مستلزم این است که از توانایی استدلالتان استفاده کنید و به صورت منطقی و روشن تصمیم گیری کنید.

در نهایت مهمترین کاربرد تفکر انتقادی پیش بینی کردن و آینده نگری است و به فرد کمک می کند با استفاده از جمع آوری اطلاعات و تجزیه تحلیل آن ها، نتایج هر تصمیم و رفتاری را پیش بینی کند به همین دلیل، رسیدن به تفکر انتقادی بسیار مهم است و موجب پیشرفت انسان می شود.

مولفه های مستعد کننده ی عاطفی تفکر انتقادی

  • رویکردهای زندگی کلی
  • کنجکاوی در رابطه با گستره ی متنوعی از موضوعات
  • علاقمندی به داشتن اطلاعات خوب
  • هوشیاری نسبت به فرصت های استفاده از تفکر انتقادی
  • اعتماد به فرآیند جستجوگری منطقی
  • خودباوری به توانمندی خود برای استدلال پردازی
  • روشن فکری در رابطه با دیدگاه های واگرا
  • انعطاف پذیری در مد نظر قرار دادن راه چاره ها و آراء ها
  • درک آرای دیگران
  • انعطاف در ارزیابی دلایل
  • صداقت در رویارویی با سوگیری ها و پیش داوری های فردی، گرایشات خودمحوری و جامعه محوری
  • خویشتن داری در به تعویق انداختن داوری ها یا اصلاح آن ها
  • تمایل به تجدید نظر و اصلاح نظرات درمواردی که این کار ضرورت دارد.
  • رویکردهای مربوط به موضوعات، پرسش ها یا مسائل خاص
  • وضوح در بیان مسئله یا دغدغه
  • نظم در کار
  • هوشیاری در جسنجوی اطلاعات مربوطه
  • منطقی بودن در انتخاب ها و بکارگیری معیارها
  • دقت در متمرکز ساختن توجه بر موضوع پیشروی
  • پشتکار در رویارویی با مشکلات پیش رو
  • دقت تا درجه ای که موضوع اجازه می دهد.

زمانی که فرد از تفکر نسنجیده به سمت تفکر انتقادی در حال حرکت باشد مراحل زیر را طی می کند:

مرحله ی اول← متفکر نسنجیده (فرد از مشکلات خاص تفکرش بی اطلاع است).

مرحله ی دوم← متفکر مطلع (فرد از مشکلاتی که در نوع تفکرش وجود دارد خبر دارد).

مرحله ی سوم← تازه کار (فرد سعی می کند بهتر شود اما تمرین منظمی ندارد).

مرحله ی چهارم← متفکر در حال تمرین (فرد اهمیت تمرین منظم را تشخیص می دهد).

مرحله ی چهارم← متفکر پیشرفته (فرد به نسبت تمرینی که می کند پیشرفته می شود).

مرحله ی پنجم← متفکر برجسته (تفکر ماهرانه و عمیق برای فرد تبدیل به یک عادت شده است).

شاید از خود بپرسید برای اینکه بتوانیم تفکر انتقادی به دست بیاوریم نیاز است که چه کارهایی انجام دهیم؟

قبل از تلاش برای به دست آوردن تفکر انتقادی لازم است که بدانید که رسیدن به تفکر انتقادی کار آسانی نیست و نیاز به تمرین بسیار و صبر و تلاش زیادی دارد.

یاد گرفتن تفکر انتقادی تدریجی است. تغییر عادت های فکری ما یک پروژه ی بلند مدت است که در طی سال ها اتفاق می افتد، در واقع ویژگی های لازم برای تبدیل شدن به یک متفکر انتقادی، نیازمند یک دوره ی طولانی است تا پدید آیند.

راه های رسیدن به تفکر انتقادی

  • پرسیدن سوالات اساسی

سعی کنید در هنگام برخورد با هر چیزی این سوال را از خود بپرسید که هدفتان از انجام این کار چیست و قصدتان این است که به چه چیزی برسید؟ در حال حاضر چه می دانید؟ با پرسیدن سوال های ساده و اساسی می توانید مسئله را از تمام جهات ببینید. همیشه یادتان باشد پیش از اینکه به دنبال راه های پیچیده بگردید، سوال های ساده طرح کنید و به دنبال جواب های ساده برای آن ها باشید.

  • غرض و تعصب را کنار بگذارید

بی غرض بودن و داشتن دیدی باز برای تفکر انتقادی لازم است. کاملا روشن و مشخص است که یک فرد متعصب و باریک بین بسیار سخت می تواند دنیا را درک کند، پس نیاز است که برای داشتن ذهن باز تلاش کنید. داشتن ذهن باز به این معنی نیست که هر نظری را قبول کنید ولی سعی کنید نظرات مختلف و اطلاعات مختلف را جمع آوری کنید و درباره ی آن ها بدون هیچ تعصبی تفکر کنید.

  • گرایش خودتان را مشخص کنید

قضاوت انسان می تواند تحت تاثیر گرایشش، ذهنی، عینی یا گمراه کننده باشد، نیاز است که شما قبل از فرا گرفتن مهارت تفکر انتقادی گرایش و طرز فکر خود را بشناسید.

  • گاهی جای علت و معلول را عوض کنید

بر اساس بررسی های دانشمندان، وارونه کردن هرچیزی می تواند یک راه معتبر برای پیدا کردن راه حل مسائل دشوار باشد. چیزی که علت به نظر می رسد می تواند خودش معلول باشد یا برعکس.

از زوایای گوناگون نگاه کردن می تواند کمکتان کند منتقدانه فکر کنید و راه حل کارآمدتری پیدا کنید.

  • کتاب های ارزشمند بخوانید

وقتی کتاب می خوانید نه تنها اطلاعات جالب و به در بخوری دریافت می کنید بلکه روش تفسیر و آنالیز این اطلاعات را نیز یاد می گیرید. سوال وجواب کردن حین مطالعه می تواند مغز را تمرین دهد تا به روشی منتقدانه فکر کند.

  • با آدم های باهوش معاشرت کنید

انسان های باهوش معمولا راهی موثر برای پردازش اطلاعات بلند و نقطه نظرات هوشمندانه و اساسی دارند که کمکشان می کند موفق باشند بنابراین راهی بهتر از معاشرت با دوستان باهوش برای یاد گرفتن نیست.

  • سعی کنید فرد همدلی باشید

همدلی راهی برای درک و تصور آرمان ها، انگیزه ها و غوغای درون دیگران است. با همدلی و درک دیگران اطلاعات زیادی به دست می آورید که با استفاده از این اطلاعات می توانید ارتقا پیدا کنید و آدم بهتری شوید.

  • این را در نظر بگیرید که امکان اینکه شما بتوانید همیشه منتقدانه فکر کنید وجود ندارد

تفکر انتقادی تنها یک ابزار است که می توانید گاهی آن را همراه خود داشته باشید گاهی هم نه.

شما مجبور نیستید که در مورد هرچیزی به صورت منتقدانه فکر کنید. چیزی که مهم است این است که لغزش هایتان را بشناسید و در آینده از آن ها اجتناب کنید. یاد گرفتن از اشتباهات چیزی است که نباید فراموش کنید. بنابراین از خود انتظار همیشه رفتار کردن بر اساس تفکر انتقادی را نداشته بشید و خودتان را سرزنش نکنید.

مراحل تفکر انتقادی

  • تجزیه و تحلیل

جداسازی یا تقطیع کل مطلب به بخش های کوچکتر برا ی درک موضوع، عملکرد ها وارتباطات

  • اجرایی کردن استاندارها

قضاوت کردن بر اساس قوانین و شاخص های شخصی، حرفه ای، اجتماعی مصوب

  • تمایز قائل شدن

تشخیص شباهت ها و تفاوت های بین اشیا یا موقیعت ها و داشتن دقت بالا برای دسته بندی و رتبه بندی

  • جستجوی اطلاعات

جستجوی مدرک، حقایق یا هر دانشی که از منابع مرتبط حاصل شود و جمع آوری داده های تاریخی، نظری و میدانی از همان منبع

  • استدلال منطقی

نتیجه گیری و جمع بندی بر اساس شواهد به دست آمده

  • پیش بینی کردن

پیش بینی نتایج و اتفاقات و عواقب متاثر از آن

  • تبدیل دانش

تغییر یا تبدیل جایگاه، ریشه یا کاربرد مفاهیم در موضوعات مختلف

بازدید : 563
21 آبان 1399 زمان : 19:27

انسان از همان اولین مراحل رشد خویش، سعی در معنی کردن دنیای اطراف خود دارد. وی باید تجارب خود را به نوعی سرو سامان دهد که بتواند عملکردی سازگارانه داشته باشد.

تعامل انسان با دنیا و سایرین منجر به برداشت ها یا آموخته هایی می شود که باورهای وی محسوب شده و میزان صحت و کارآمدی آن ها یکسان نیست.

بسیاری از ناراحتی ها و بی نظمی ها در زندگی عاطفی افراد ناشی از عقاید غیر منطقی آن ها، در مورد خود و جهان پیرامون است. شناخت درست و منطبق با واقیعت، عامل مهمی در آگاه شدن از زوایای مثبت زندگی و جلوگیری کردن از معیارهای سطح بالا و غیرواقع بینانه برای زندگی است.

تحریف شناختی (خطاهای شناختی)

افکاری که به صورت خودکار پدید می آیند و حالت منفی دارند به «افکار خودآیند منفی» معروف اند و با یکدیگر شباهت هایی دارند. این افکار به دلیل تشابهی که دارند طبقه بندی می شوند و در اصطلاح به آن ها خطاهای شناختی می گویند.

تحریف های شناختی باعث تفسیر منفی، شصی یا اغراق آمیز مشکلات می شوند و منجر به آسیب پذیری افراد نسبت به وقایه منفی مانند فقدان ها و مشکلات زندگی می شوند.

در تمام صورت های خطاهای شناختی، فرد ذهن دیگران را می خواند یا تلاش می کند احساسات و عقاید آن ها را حدس بزند و به حدس خود اعتماد کامل دارد.

در تحریف شناختی واقیعت ها به گونه ای دیگر ادراک می شوند.

تحریف شناختی می تواند به عزت نفس پایین، سطح اضطراب بالا و افسردگی منجر شود.

اگر تحریف شناختی مکرر باشد می تواند به ناراحتی یا اختلال روانی تبدیل شود.

حال در ادامه با انوع تحریف های شناختی آشنا می شویم:

انواع تحریف های شناختی

  1. تفکر دو مقوله ای

به این نوع تفکر، تفکر همه یا هیچ، سیاه یا سفید و یا دو قطبی هم می گویند. افراد دارای این تفکر، در شرایط مختلف، اشخاص را به صورت «یا این یا آن» می بینند و از دیدن تصویر کلی باز می مانند و آن ها را دو سر طیف، نه درون طیف قرار می دهند. در ذهنیت افرادی با این طرز تلقی، همه ی امور به دو طبقه تقسیم می شوند: خوب یا بد، سیاه یا سفید، ممکن یا غیر ممکن. اگر کسی در لحظه خوب نباشد حتما بد است. اگر کسی خوشبخت نباشد حتما بدبخت است. کمال طلبی نیز به لحاظی شبیه همین طرز تلقی است، برای کمال طلب اگر کاری صد در صد کامل و بی عیب نباشد به کلی بد و خراب است و راه میانه ای وجود ندارد.

  1. پیشگویی (فاجعه سازی)

افراد دارای این تفکر، آینده را به شکل منفی پیشگویی می کنند و باور دارند که اتفاقات به قدری وحشتناک اند که تحملشان از توان آنان خارج خواهد بود. در این شرایط، حوادث به طور غیرواقع بینانه مهیب و وحشتناک تلقی می شوند و حال آنکه در واقع عواقب حادثه تا این حد فاجعه بار نیست. این اشخاص، اغلب درباره ی احساسات خود مبالغه می کنند. ممکن است فکر کنند: نمی توانم این همه عصبانیت را تحمل کنم. نمی توانم دلتنگی را تحمل کنم. این واکنش ها نشانه ی کمی تحمل است. به طور کلی در این تحریف شناختی، فرد پیش بینی می کند که حوادث آینده، بد از آب در می آیند یا اینکه خطرات زیادی وی را تهدید می کنند.

  1. کوچک شمردن جنبه های مثبت

فرد دارای این تحریف شناختی، از تجربیات یا رویدادهای مثبت،سلب صلاحیت می کند و اصرار دارد که این موارد و تجربیات ارزشی ندارند. فرد مدعی است که کارهای مثبت خودش یا دیگران، پیش پا افتاده و ناچیز هستند.

  1. استدلال هیجانی

فرد دارای این تحریف شناختی باور دارد که احساساتش بازتاب واقیعت اند و اجازه می دهد که نگرش و قضاوت های وی او را راهنمایی کنند. او از احساسات خود برای تفسیر واقیعت استفاده می کند.

  1. بزرگ نمایی یا کوچک نمایی

فرد دارای این تحریف شناختی، هنگام ارزیابی خودش یا دیگران یا موقیعت ها به جنبه های منفی اهمیت بیشتری می دهد و یا جنبه های مثبت را کم اهمیت تر می بیند. در واقع این افراد، اشکالات را بزرگ و نقاط قوت را ناچیز جلوه می دهند.

  1. جداسازی انتخابی (فیلتر ذهنی، نگرش تک بعدی)

فرد دارای این تحریف شناختی، به یک یا تعداد اندکی از جزییات توجه می کند و از دیدن تصویر کلی باز می ماند.

  1. ذهن خوانی

فرد دارای این تحریف شناختی، بدون اینکه مدرک کافی وجود داشته باشد، باور دارد که افکار و نیت های دیگران را می داند (یا اینکه دیگران افکار و نیات وی را می دانند). این افراد فکر می کنند، بدون شواهد کافی می توانند بفهمند که دیگران چه افکار و نیتی دارند.

  1. تعمیم افراطی

این افراد موضوعی را که تنها مربوط به یک موقیعت بوده، به سایر موقیعت ها بسط می دهد. یک بار اتفاق افتادن چیزی، انتظار وقوع دائمی آن را در فرد ایجاد می کند. به طور مثال کسی که یکبار از خوردن غذایی در رستوران مسموم شده است همیشه از غذا خوردن در رستوران اجتناب می کند و معتقد است که تمام رستوران ها غذای مسموم کننده به دست افراد می دهند. یا اگر یکبار در رابطه ی عاطفی شکست خورده باشند معتقد هستند که عشق و رابطه ی عاطفی چیز خوبی نیست و همه ی افراد بی معرفت هستند.

  1. شخصی سازی

فرد دارای این تحریف شناختی، بدون اینکه توضیحات موجه را در نظر گیرد، تصور می کند رفتار دیگران و حوادث بیرونی به او مربوطند و یا ارتباط آشکاری با او دارند. این افراد مدام اتفاقات منفی را به خود نسبت می دهند و سهم دیگران را در بروز مشکل نادیده می گیرند. در این تحریف شناختی، فرد اغلب درباره ی حوادث بیرونی و یا حتی درباره ی خود قضاوت نموده و حوادث را با توجه به معنای شخصی آن ها تفسیر می کند.

  • عبارت های بایدی

این افراد مدام به خودشان می گویند که رویدادها و رفتار دیگران و نگرش های خودم «باید» آن طوری باشند که من انتظار دارم، نه آن طوری که واقعا هستند. یعنی فرد به جای اینکه حوادث را بر پایه ی چیزی که هستند ارزیابی کند، بیشتر آن ها را بر اساس چیزی که «باید» باشند تفسیر می کند.

  • نتیجه گیری شتابزده (استنباط دلبخواهی)

فرد دارای این تحریف شناختی، بر اساس شواهد اندک و یا بدون شواهد نتیجه گیری می کند و در مورد هر مسئله ای به صورت شتابزده تصمیم گیری می کند.

  • سرزنش کردن خود یا دیگران

این افراد، علت احساسات بد و یا تجربیات بد خود را در دیگران جستجو می کنند و مسئولیت خودشان را در نظر نمی گیرند و یا برعکس، خودشان را به طور افراطی، مسئول تمام رفتارها و نگرش های دیگران می پندارند.

  • چه می شود اگر؟

فرد دارای این تحریف شناختی مدام از خود سوالاتی با مضمون: اگر فلان اتفاق خاص بیفتد چه می شود. مثلا اگر مضطرب شوم چه اتفاقی می افتد؟ و البته این افراد هر پاسخی هم دریافت کنند راضی نیستند.

  • مقایسه ناعادلانه

این افراد دائم خودشان را با دیگران مقایسه می کنند، در واقع این افراد خودشان را با کسانی مقایسه می کنند که به نظر می رسد عملکرد بهتری از او داشته اند، این افراد در مقایسه ی مکرر خود با اطرافیان، خودشان را حقیر و پست می بینند و اعتماد به نفسشان به شدت کاهش می یابد.

پیامدهای تحریف های شناختی

روان رنجورخویی (درماندگی، اضطراب، افسردگی ناهمنوایی با دیگران و ناخشنودی از زندگی) ، استفاده از مکانیسم دفاعی سرکوبی (مهار احساسات و عدم برون ریزی احساسات منفی و سرکوب آن ها)، برونگرایی افراطی (فعالیت و شوخ طبعی بیش از حد و خارج از حد اعتدال) ، و آزاد اندیشی افراطی (بیش از حد کنجاو و مستقل و ریسک پذیر همراه با رفتارهای پرخاشگرانه)، از پیامدهای تحریف های شناختی هستند.

درمان تحریف های شناختی

با استفاده از درمان شناختی – رفتاری (CBT)، می توان تحریف های شناختی را درمان کرد.

آنچه برای شناخت درمانگر اهمیت دارد این است که باورهای ناکارآمد را از کار بیاندازد و به جای آن باورهایی را که بیشتر بر مبنای واقعیت هستند و کارآمدی بیشتری دارند را جایگزین کند.

اگر با خواندن این مقاله، متوجه وجود تحریف های شناختی در خود شده اید می توانید جهت درمان و رفع این تحریف های شاختی از مشاوران مرکز مشاوره ی مشاورانه، کمک دریافت کنید. متخصصان ما به صورت تخصصی شما را در این زمینه یاری خواهند کرد.

بازدید : 551
19 آبان 1399 زمان : 19:25

اختلال نقص توجه (ADHD)

اختلال نقص توجه/بیش فعالی شرایط ذهنی است که در آن کودکان مبتلا علائمی نشان می دهند که آشکارا بیانگر بی توجهی – حواس پرتی و بی نظمی هستند، ولی علائم معمولی یک کودک معلول ذهنی (مثل تاخیر در رشد ذهنی) را نشان نمی دهند.

این مجموعه رفتارهای ناسازگار معمولا در سنین پیش دبستانی نشان داده می شوند.

والدین ممکن است چنین گزارش دهند که کودکشان دائم می دود، زمین می خورد و تا ظهر خود را در حد مرگ خسته می کند، به نظر می رسد که این کودکان تحت تاثیر نیروهای نامرئی قرار دارند، نیروهایی که مجبورشان می کند تا به طور دائم در تکاپو و فعالیت باشند.

والدین کودکان بیش فعال از این ناراحتند که هرگز نمی توانند توجه فرزندشان را جلب کنند تا برایشان داستان بخوانند، یا از سرعتشان بکاهند تا برایشان حرفی بزنند.

آموزش این کودکان بسیار دشوار است زیرا آنقدر توجه ندارند که معلم بتواند با آنها ارتباط موثر برقرار کند.

از آنجا که اختلال بیش فعالی/نقص توجه یک اختلال فراگیر است، اگر در کودکی درمان نشود علائم در بزرگسالی هم ادامه خواهد داشت.

وقتی کودکان در با اختلال نقص توجه/بیش فعالی به بزرگسالی می رسند، بیش فعالی و تکانشگری رفتاری کاهش می یابد و به جای آن نافرمانی در محل کار، تداوم شغلی کوتاهتر، اعمال ضد اجتماعی بیشتر، نقص های شناختی پایدارتر، الکلیسم یا دیگر اختلال های سوء مصرف مواد ظاهر می شود، بنابراین درمان موثر و پایدار آن در سالهای ابتدایی زندگی از اهمیت بالایی برخوردار است.

برای درمان این اختلال از روش های درمانی زیادی می شود بهره برد که یکی از این درمان ها بازی درمانی است که اثرات بسیار خوبی بر اختلال نقص توجه/بیش فعالی دارد.

بازی

کودکان به دلیل پایین بودن سطح تفکر انتزاعی، به مانند بزرگترها، قادر به بیان هیجانات و احساسات خود نیستند.

سرکوب و عدم مهارت در بیان احساسات به ویژه از نوع منفی آن، بهداشت روانی کودک را به مخاطره می اندازد. از این رو پیدا کردن راهی که کودک را قادر نماید به شیوه ای غیر از بیان کلامی، هیجانات خود را بروز نماید کاملا ضروری به نظر می رسد.

بازی، ابزاری است که کودک به کمک آن خود را بیان می نماید و برای هر کودکی، جدا از نژاد، زبان و ملیت، وسیله ی مناسبی جهت تخلیه ی هیجانات و ابراز خود می باشد. بازی کارکردی متناسب با سن است، تلاشی که همزمان در یک فرآیند بدنی و اجتماعی اتفاق می افتد.

بازی عموما نقطه مقابل کار است. یک فعالیت سرگرم کننده که فارغ از اجبار و غیر منطقی بودن، فرصت مناسبی را جهت بیان احساسات به فرد می دهد.

4 ویژگی عمده بازی عبارت است از:

  • ذاتی بودن

بازی فعالیتی است که کودکان تمایل ذاتی به انجام آن را دارند و بدون یادگیری و آموزش به سمت بازی گرایش دارند.

  • آزادانه انتخاب شدن

کودک در انتخاب نوع بازی آزاد است، تعدد بازی ها و خلاقیت در کشف بازی های جدید این فرصت را برای کودکان ایجاد می کند.

  • غیر واقعی بودن

بازی فعالیتی غیرواقعی است و کودک با قدرت تخیل خود می تواند در جریان بازی در نقش های غیر واقعی ظاهر شود.

  • کارکرد فعالانه و لذت بخش

این ویژگی مهم ترین خصیصه ی بازی است که تمایل کودک را برای مشارکت و بازی افزایش می دهد.

در درمان کودکان، بازی به عنوان یک وسیله ی ارتباطی نیز بکار می رود. با مشاهده ی کودک هنگام بازی، می توانیم به میزان توانایی و درک او در زمینه های گوناگون مانند ارتباط برقرار کردن با دیگران، درک او از مردم و همچنین درکی که از خود دارد پی ببریم.

بازی درمانی

بازی درمانی جایگزین مناسبی برای دامنه ی وسیعی از مشکلات روان شناختی کودکان و نوجوانانی است که در دامنه ی سنی 3 تا 16 سال قرار دارند و روشی مناسب برای برآوردن و پاسخگویی به نیازهای بهداشت روانی کودکان است و از طرف متخصصان به عنوان مداخله ی موثر و مناسب در برخورد با رشد مغزی کودکان شناخته شده است.

این برنامه ی درمانی توسط روانشناسان و پژوهشگران مختلفی طی چندین دهه برای طیف وسیعی از اختلالات و مشکلات استفاده شده است و اثر بخشی آن نشان داده شده است و در درمان اختلالاتی مانند اختلالات اضطرابی، افسردگی، ترس و خشم، نقص توجه/بیش فعالی و همچنین مشکلات مرتبط با مدرسه و رفع مشکلات بچه های طلاق نقش دارد.

بازی هایی که در بازی درمانی مورد استفاده قرار می گیرند انواع مختلف دارند: بازی های تقلیدی (دادن نقش هایی مثل پدر و مادر به کودک برای پی بردن به اضطراب و ترس و حتی نقاط قوت کودک)، بازی های خلاقیتی (شن بازی، موسیقی، نقاشی، خمیربازی)، بازی های گروهی(آموزش راه های سالم برقراری ارتباط)، بازی های جسمی، بازی های نمایشی (استفاده از نقاب انسان، حیوان عروسک و ...) از جمله ی بازی های مورد استفاده در بازی درمانی هستند.

مراحل اجرای بازی درمانی:

  1. تشخیص
  2. انتخاب تکنیک بازی درمانی به عنوان روش درمان
  3. برنامه ریزی فرایند درمان
  4. اجرای برنامه ی درمان
  5. ارزیابی رفتار

قدرت بازی درمانی مانند حل مسئله، خود تنظیمی و آموزش مستقیم و غیر مستقیم می تواند به کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه/بیش فعالی جهت تشخیص و ارتباط برقرار کردن با مشکلاتشان از طریق بازی و شرکت کامل در درمان کمک کند.

اختلال نقص توجه/بیش فعالی بر حیطه‌های متعددی از فعالیت کودک از جمله: سرعت و میزان کار، درک دستورات شفاهی، پردازش فکر، توجه و تمرکز، مشکلات حافظه، ایجاد ارتباطات صحیح بین آموخته‌ها، رمز گشایی و رمزگردانی، نظم و انضباط، سازماندهی، درک روابط فضایی و هماهنگی چشم و دست اثر می‌گذارد.

در بازی درمانی برای درمان اختلال نقص توجه و دیگر اختلالات، گاه فقط تمرکز بر کودک است و گاهی درمانگر علاوه بر کودک بر رابطه ی والد – کودک و همچنین محیط زندگی کودک نیز متمرکز می شود و سعی می کند در حین کار بر کودک از طریق بازی درمانی، جهت شناسایی نقص های رابطه ی والد – فرزندی و اصلاح آن ها تلاش کند.

بازی هایی که در درمان اختلال نقص توجه/بیش فعالی مورد استفاده قرار می گیرند:

  • خمیربازی از جمله بازی های خلاقیتی است که در درمان مشکلات اختلال نقص توجه/بیش فعالی مورد استفاده قرار می گیرد.

در یک بررسی مشخص شد که خمیر بازی در زمینه رفع یا تخفیف مشکلات حافظه، توجه، تمرکز، درک روابط فضایی، بهبود حرکات ظریف دست هماهنگی چشم و دست، سازماندهی، تخلیه هیجانی و آرامش به صورت مستقیم یا غیر مستقیم اثر بسزایی دارد .

به طور مثال درکودکی که به علت وجود رفتار تکانشی به ظاهرپرخاشگر و خشن است و در جایی که اذیت کردن، کتک زدن، و یا پرتاب کردن شیئی بطرف سایرین قابل قبول نیست وی می‌تواند خمیر را بکوبد آن را به روی میز بیاندازد، آنرا خم کند و البته این کارها اعمال خراب کننده نیستند زیرا دوباره می‌توان خمیر را به صورت اول در آورد.

بازی با خمیر و گل برای کودک آرامبخش است. کودک می‌تواند خمیر را دستمالی کند چنگ بزند فشار دهد در آن حفره ایجاد کند. آنرا پهن کند. اشیاءکوچک رادرآن پنهان کند و سپس پیداکند.

  • بازی کلمات احساسی نیز از دیگر بازی های مورد استفاده در درمان اختلال نقص توجه/بیش فعالی است.

هدف اساسی از انجام این بازی، کمک به کودک برای ابراز احساساتش می باشد. کودکان عمدتا قادر به ابراز احساسات خود به صورت کلامی نمی باشند. به وسیله ی این بازی می توان کودکان را ترغیب کرد احساسات خود را در قالب کلمات نوشته شده بر روی کاغذ و یا بر اساس تصویر کشیده شده از هر احساس بر روی کاغذ نشان دهد.

این بازی برای تمام کودکان صرف نظر از داشتن یا نداشتن اختلال قابل اجراست و توانمندی کودک را در بیان احساسات و هیجاناتش افزایش می دهد و به خود ابزاری کودک کمک می کند.

این تکنیک رفتاری به ویژه برای کودکان مبتلا به اختلالات رفتاری، نقص توجه/بیش فعالی، کودکان مبتلا به اختلالات اضطرابی به صورت خاص قابل اجرا و موثر می باشد.

کودکان در حین بازی حالت دفاعی خود را برای بیان احساسات از دست می دهند و فرصت بیشتری می یابند تا احساسات خود را بروز دهند. این بیان احساسات در یک شرایط خوشایند و غیر تهدید آمیز رخ می دهد.

به طور کلی می توان گفت که با کمک بازی درمانی می توان عملکردهای منفی و ناسالم عاطفی، احساسی و رفتاری کودکان را تشخیص داد و به معالجه ی زودهنگام ناتوانی های جسمی و روانی او پرداخت.

اگر شما نگران برخی رفتارهای کودکتان هستید و علائم اختلال نقص توجه/بیش فعالی را در کودک خود مشاهده می کنید، می توانید با مراجعه به مرکز خدمات روان شناختی ستاره ایرانیان از خدمات بازی درمانی در جهت درمان این اختلال و بهبود رشد شخصیتی و روانی کودکتان بهره ببرید. این مرکز با کادری مجرب شما را در این امر یاری خواهد کرد.

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 57
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 30
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 8762
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 8595
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 8763
  • بازدید ماه : 175280
  • بازدید سال : 1038926
  • بازدید کلی : 1221893
  • <
    آرشیو
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی